وصیت نامه شهید احمد بابایی
با درود به امام عزیز و رهبر مستضعفان جهان و قلب تپنده امت مسلمان ایران و با سلام به شهیدان راه حق و حقیقت، از هابیل تا سالار شهیدان حسین (ع) و تمامی شهدای عاشوراهای عصرها، از شهیدان عاشورای حسین […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
با درود به امام عزیز و رهبر مستضعفان جهان و قلب تپنده امت مسلمان ایران و با سلام به شهیدان راه حق و حقیقت، از هابیل تا سالار شهیدان حسین (ع) و تمامی شهدای عاشوراهای عصرها، از شهیدان عاشورای حسین […]
اعتماد به نفس عجیبی داشت. یک گروه درست کرده بودیم. می خواستیم در بسیج دانشگاه کار علمی کنیم. قرار شد هر کس توانست از یک سازمان پروژه بگیرد، بیاورد گروه. مصطفی دوستی داشت که شده بود مشاور فرمانده مهمات سازی. […]
سال نمای زندگی شهید احمد بابایی فرمانده گردان مالک اشتر تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) تهران ۱۳۳۴؛ ولادت در بخش رامند بوئین زهرا. ۱۳۴۰؛ شروع تحصیلات ابتدایی در دبستان نوبنیاد شال قزوین. ۱۳۴۶؛ ورود به دبیرستان رشدیه شال. ۱۳۴۷؛ […]
سال نمای زندگی شهید علی اصغر بشکیده فرمانده گردان عمار یاسر لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) تهران ۱۳۳۸؛ ( ۹ آذر) ولادت در روستای هریرز شهرستان ملایر. ۱۳۴۴؛ شروع تحصیلات ابتدایی در دبستان انصار تهران. ۱۳۵۵؛ احداث حسینیه در […]
اولین باری نبود که دختری از محمد علی خواستگاری میکرد و او میگفت نه. سرش به کار خودش بود. خوش تیپ و خوشگل هم بود. خوب هم درس میخواند. خب اینها تو کلاس زود خودشان را نشان میدهند. دخترها پاپیچش […]
مجید می گفت: آدم ها سه دسته اند:یک. خام دو. پخته سه. سوخته. خام ها که هیچ. پخته ها هم عقل معیشت دارند و دنبال کار و زندگی حلال اند. سوخته ها عاشق اند. چیزهای بالاتری می بیینند و می […]
حسن خودش رفته بود سركشي خط. دید که خاكريز بالا نيامده، لودر پنچر شدهبود. سراغ فرمانده گردان را هم از ستاد لشكر گرفت. خواب بود. خیلی ناراحت بود. می گفت: يعني چه كه فرمانده گردان هفت كيلومتر عقبتر از نيروهایش […]
ماه رمضان سال ۶۲ بود، بعد از عملیات والفجر یک. ماه رمضان آمدیم مرخصی. با مصطفی تمام سی شب ماه رمضان را می رفتیم مراسم دعای ابوحمزه. در سراسر دعا، مشغول استغفار و گریه و «الهی العفو» بود. از مراسم […]
شب عملیات بود. با حسن باقری آمده بود سر کشی خط. موتور شان لای گل ها گیر کرده بود. کمک شان میکردم تا موتور بیرون بیاید. گفتم: خسته نباشید! شما اینجا چه کار می کنید؟ خطرناک است. مهدی گفت: خسته نباشید […]
سال نمای زندگی شهید سید عبد الرضا موسوی فرمانده سپاه خرمشهر ۱۳۳۵؛ (۲۹ فروردین) ولادت در آبادان. ۱۳۵۳؛ اخد مدرک دیپلم با معدل ۱۹/۵۸ ۱۳۵۳؛ شرکت در کنکور سراسری و قبولی در تمام رشته های پزشکی و بورشیه نخست تحصیل […]
در دیدگاه باغ کوه نشسته بودیم. عراقی ها گرای منطقه را داشتند و یک ریز آتش می ریختند. علی یک باره گفت: سعید! با این صدا کردنش فکر کردم زخمی شده گفتم چه می گویی؟ گفت: یادت هست قبل از […]
فاستَجابَ لَهُم رَبُّهُم أني لا اضيع عمل عاملٍ مِنكُم مِن ذكَرٍ او اُنثي مِن بَعض فالَّذينَ هاجَروا و اُخرِجوا مِن ديارِهِم و اوذوا في سبيلي و قاتلوا و قتلوا لاكفرنَّ سَيِّئاتِهِم وَ لادخِلَنَّهُم جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِها الانهار ثواباً مِن […]