بی اعتنایی به خرافات در سیره شهید مرتضی مطهری
قدیمی های فریمان میگفتند هر کس موقع مسافرت با سیدی برخورد کنند آن سفر نحس است و باید برگردد. مرتضی می خواست برود قم. مادر با آینه و قرآن جلوی در بود که سیدی آمد و گفت انشاالله می روید و […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
قدیمی های فریمان میگفتند هر کس موقع مسافرت با سیدی برخورد کنند آن سفر نحس است و باید برگردد. مرتضی می خواست برود قم. مادر با آینه و قرآن جلوی در بود که سیدی آمد و گفت انشاالله می روید و […]
قبل از عملیات الی بیت المقدس برای دیدن رضا به اردوگاه انرژی اتمی در جاده اهواز-آبادان رفتم. رضا با وجودی که فرمانده گردان بود، یک لحظه آرامش نداشت. می رفت به نیروها در زدن چادر و دیگر کارها کمک می […]
سال نمای زندگی سید آزادگان مرحوم سید علی اکبر ابو ترابی فرد نماینده ولی فقیه در ستاد امور آزادگان ۱۳۱۸؛ ولادت در شهر قم. ۱۳۲۵؛ شروع تحصیلات ابتدایی در قم. ۱۳۳۰؛ مهاجرت به همراه پدر به شهر قزوین و بازگشت […]
کتاب چمران مظلوم بود؛ خاطراتی از شهید چمران نویسنده: علی اکبری ناشر: یا زهرا (س) نوبت چاپ: هفتم- زمستان ۱۳۹۳ شماره صفحات: ۱۰۳ صفحه مصور (رنگی) کتاب حاضر سومین جلد از مجموعه کتاب های یاران ناب است که به ذکر […]
کاظم عازم لبنان بود. وقت خداحافظی، وصیت ها و نصیحت ها را داخل اتاق گفت. وقتی می خواستم پا را از اتاق بگذارم بیرون، گفت: از این به بعد، خداحافظی ما تا همین جا توی اتاق. نمی خواهم بیایی بدرقه […]
شروع کار مدیریتی محمد رضا مسجد ذکر الله بود. اول دبیرستان بود و مسئول فرهنگی گروه نوجوانان مسجد بود. بچه های گروهش بیست نفر می شدند. برنامه ها را از نماز مغرب و عشا شروع می کرد. هر شب برنامه […]
تابستان سال سوم دبیرستان، صبح های سهشنبه می رفتیم مسجد مهدیه همدان، زیارت عاشورا. خیلی گریه می کردیم. اگر یک روزکم گریه می کردیم، تا فردا غصه دار بودیم. مصطفی بعضی وقت ها می گفت: تو نمیگذاری من گریه ام […]
وارد مهمان خانه شدیم. مهدی گفت: هر کس هر چیزی دوست دارد سفارش دهد. تا آماده شدن غذا وضو گرفته و نماز خواندیم. سر میز غذا که نشستیم دیدیم مهماندار یک کاسه سوپ گذاشت جلوی آقا مهدی. فکر کردم پیش […]
کتاب غریب غرب؛ روایتی کوتاه از زندگی شهید بروجردی نویسنده: عباس رمضانی ناشر: روایت فتح نوبت چاپ: اول- ۱۳۸۹٫ تعداد صفحات: ۱۱۱ صفحه- مصور. این کتاب اولین جلد از مجموعه سرداران است که به سیری کوتاه در زندگی سراسر مجاهدت […]
سال نمای زندگی شهید عباس صابری مسئول گروه تخریب گروه تفحص لشگر۲۷ ۱۳۵۱؛ (۸ مهر) ولادت در تهران ۱۳۵۸؛ شروع تحصیلات ابتدایی ۱۳۶۳؛ ثبت نام و شروع فعالیت در بسیج مسجد نارمک ۱۳۶۴؛ اعزام به جبهه با دستکاری در شناسنامه […]
قبل از عملیات کربلای چهار بود. جلسه ای در قرارگاه مرکزی با حضور فرمانده کل سپاه، محسن رضایی. هر فرمانده گردان باید می ایستاد و طرح مانور خودش را توضیح می داد. نوبت به شهید علی باقری رسید. گفت: آقا […]
ولی الله از جبهه که می آمد، مهلت تکان خوردن هم به من نمی داد و همه کارها را انجام می داد. می گفتم: خسته ای، استراحت کن. می گفت: وقتی من نیستم، خیلی سختی می کشی؛ اما حالا که […]