برش هاجمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵

برش ها - صفحه 110 از 115 - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام و خاطرات دفاع مقدس

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

https://cdn.ilna.ir/servev2/sDwQdwzfNOVc/RL54z_netUE,/CYMERA_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B8%DB%B0%DB%B2.jpg رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست و امت یتیمش را تنها گذاشت.

عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا

 

شهید زین العابدین نبوی

عازم زیارت امام رضا (ع) بودم. خیلی اصرار کردم بیاید. گفت: خیلی دوست دارم بیایم، اما این دفعه می خواهم زیارت امام حسین (ع) بروم. زین العابدین نبوی وقتی شهید شد، حرفش یادم بود و ناراحتم می کرد، اما وصیت […]

معرفی کتاب پا برهنه در وادی مقدس

کتاب پا برهنه در وادی مقدس زندگی نامه و خاطرات شهید سید حمید میر افضلی نویسنده و ناشر: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی نوبت چاپ: اول- ۱۳۹۳ تعداد صفحات: ۱۶۰ صفحه، مصور این کتاب، به شرح خاطرات شهید سید غلام […]

زندگی نامه شهید سید حمید میر افضلی

سال شمار زندگی شهید سید غلام رضا (حمید) میر افضلی ۱۳۳۵؛ (۱۷ بهمن) ولادت در شهر رفسنجان ۱۳۴۲؛ شروع به تحصیلات ابتدائی در دبستان حکمت ۱۳۴۸؛ ورود به دبیرستان اقبال (شریعتی) در رشته فرهنگ و ادب ۱۳۵۱؛ تغییر در رفتار […]

سوغات حج شهید زنگی آبادی

حاج یونس با شهيد حاج قاسم مير حسيني رفته بود حج.تمام سوغاتي شان را از قم خريده بودند. مي گفتند:اين پول ، ارز كشور ماست بايد آن را به داخل برگردانيم  . مثل مالك، چاپ اول ،۱۳۸۵،چاپ الهادي صفحه ۳۸٫

عاشورای شهید محمد شهاب

روز عاشورا با همه روزهایش فرق می کرد. یک آدم معمولی بود؛ بدون عبا و عمامه، با پای برهنه. جلوی هیئت نوحه همیشگی اش را می خواند: به خیمه ها خبر کنید که حسین کشته شده شال عزا به سر […]

دست به خیری در سیره رسول خدا (ص)

برش اول از سیره رسول خدا (ص) با موضوع دست به خیری: با اينكه از نيكي هايش قدر داني نمي شد، اما خيرش بر عرب و عجم جاري بود. اگر چيزي از ايشان مي خواستند، اگر قصد انجام داشت، مي […]

طرح تابلوئی شهید فصل

شهدای دفاع مقدس الگوهایی هستند که بر اثر مجاهدتی گام به گام، برای ما دور از دسترس می نمایند. برای حس و فهمیدن حالات این بزرگان، زمانی تدریجی لازم ست که با معجونی از فکر و اراده، جاپاهای اینان را […]

مادر شهید میثمی

از بیست روزه گی مادر را می شناخت و کنارش آرام بود. مادر هم وقتی می خواست عبد الله را شیرش دهد، بسم الله می گفت و از اول تا آخر شیر خوردنش یا حسین از لبش نمی افتاد. روزی […]

عزاداری به شیوه شهید پلارک

سید احمد شب عاشورا همه بچه ها را جمع کرد و گفت: «حُرّ وقتی توبه کرد، امام حسین (ع) بخشیدَش و در جمع اصحابش راهش داد. بیائد ما هم امشب حُرّ امام حسین (ع) شویم». به پیشنهادش پوتین ها را […]