برش هاجمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵

شوق شهادت در سیره شهید سید حمید میر افضلی

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

سید این اواخر خیلی فرق کرده بود و ماندنش سخت.

می گفت: من دارم از خودم خجالت می کشم. با اینکه دلداری اش دادم؛ اما حالش منقلب بود.

می گفت: با رفقایی که هم قسم شده بودیم، همه رفته اند و من مانده ام. به مردم که می رسم، احساس سنگینی می کنم. احساس می کنم به چشم یک خائن نگاهم می کنند.

در روزهای عملیات خیبر در پاسگاه بودم. سید آمد پیشم.

گفتم یادی از فقرا کرده ای؟

گفت: آمده ام غسل کنم. می خواست غسل شهادت کند.

بعد از غسل، گفت ناخن گیر نداری؟

گفتم: این طور شال و کلاه کردی، مگر می خواهی عروسی بگیری؟ نکند می خواهی شهید شوی؟

گفت: شهادت لیاقت می خواهد. آن روز که رفت، فهمیدم لیاقتش را پیدا کرده بود.

پا برهنه در وادی مقدس، نویسنده و ناشر: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، چاپ اول- ۱۳۹۳؛ ص ۱۲۶ و ۱۲۰٫

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  همراهی با نیروهای تحت امر در سیره شهید سید مجتبی سیفی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر