برش هاشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

برش ها - صفحه 8 از 110 - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام و خاطرات دفاع مقدس

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

 

مناظره شهید عباس کردانی با مریدان فرقه احمد الحسن

عباس به علوم غریبه مسلط بود؛ اما ازش استفاده نمی کرد. می گفت: «زندگی باید به اسباب طبیعی بره جلو. نباید دخل و تصرف کرد». می گفت: رفته بودم اربعین. جلوی موکب احمد الحسن یمانی ایستاده بودم، داشتم روایتی را […]

وقتی حاج قاسم خود را سنی می داند.

بدون اینکه شعار دهد، در عمل قائل و عامل به وحدت بین شیعه و سنی بود. حاج قاسم دلش برای سنی مذهب ها می تپید و از رنج شان متألم بود؛ همچنان که برای شیعیان آرام و قرار نداشت. برش […]

جلسه امتحان یا نماز اول وقت؟!

احمد به شدت مراقب نماز اول وقت ش بود و وقتی اذان می شد همه کارهایش را تعطیل می کرد. آن هم چه نمازی. مثل ما نبود که برای رفع تکلیف نماز بخواند. طوری نماز می خواند که گویا اصلا […]

شهیدی که مهریه همسرش هم کتاب بود.

برش اول: حسن روحیه عجبیی داشت. از همان دوران ابتدایی به کتاب خواندن علاقه داشت و کتاب های زیادی می خواند. اما اصلا به درس خواندن علاقه نداشت؛ حتی یک بار مادرم به حدی عصبانی شد که کتاب های درسی […]

طی مسیر نورانیت با کتاب معراج السعاده

هادی سال های آخر ماه رمضان را به ایران می آمد. باهم به مسجدالشهدا و مجلس دعای حاج مهدی سماواتی و بعضی مواقع مسجد ارگ و مجلس حاج منصور می رفتیم. در آخرین سفر رفتار و اخلاق او خیلی تغییر […]

معرفی و بررسی کتاب عارفانه؛ زندگی نامه شهید احمدعلی نیری

کتاب عارفانه؛ زندگی نامه و خاطرات عارف شهید احمدعلی نیری نویسنده: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی ناشر: انتشارات شهید ابراهیم هادی نوبت چاپ: بیست و پنجم-۱۳۹۷٫ تعداد صفحات: ۱۶۰ صفحه کتاب حاضر از به بررسی شخصیت و سیر زندگانی شهید […]

زندگی نامه شهید احمدعلی نیری

سال نمای زندگی شهید احمدعلی نیری ۱۳۴۵؛ (۲۹ تیر) ولادت در روستای آیینه ورزان دماوند ۱۳۵۱؛ شروع به تحصیلات ابتدایی در مدرسه اسلامی کاظمیه در محله گذر لوطی صالح تهران و ادامه دوره راهنمایی در مدرسه حافظ ۱۳۶۰؛ ورود به […]

فرماندهی که از نماز شب فراری بود.

توی مقر تخت هایمان کنار هم بود. ساعتم یک ربع قبل از اذان صبح زنگ می زد. زودتر بلند می شدم برای نماز شبی، دعایی، چیزی. علی توی خواب و بیداری فحش می داد. پتویش را می کشید روی سرش […]

شهید عبدالله میثمی و التماس برای سفر حج

آیت الله محلاتی، نماینده امام خمینی (ره) در سپاه، به دیدن عبدالله آمده بود. بعد از اینکه برای فرماندهان سخنرانی کرد و محیط کمی خلوت تر شد، گفت: شیخ! کارهایت را جمع و جور کن. باید بروی سفر حج تمتع. […]

صفحه 8 از 110»... قبلی 45678910111213 بعدی 203040...«