برش هاچهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۷

برش ها - صفحه 7 از 53 - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام و خاطرات دفاع مقدس

کلام شهیدان: امام خمینی (ره): ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان مان فاصله طولانی را باید بپیمائیم و در گذر زمان و آیندگان آن را جستجو نمائیم.

صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها

http://www.negarkhaneh.ir/UserGallery/2015/3/rahesorkh-ir_01005330.png

خاطرات ارادات شهدا به حضرت زهرا (سلام الله علیها) را در اینجا مشاهده بفرمایید.

انس شهید عبد الحمید دیالمه با فرهنگ کتاب خوانی

وحید اهل مطالعه بود. مطالعاتش در زمینه مارکسیسم و کمونیسم کامل بود. با افراد مبلغ این تفکرات مناظره می کرد و بی اساس بودن ادعاهایشان را ثابت می کرد. روی آثار شهید مطهری خیلی کارکرده بود و به مبانی ایشان اعقاد […]

خواب مادر شهید مدافع حرم احمد مکیان

چند ماه مانده بود به ولادت احمد. مادرش خوابی دیده بود که بعدا متوجهش شدیم: “در یک باغی مشغول راه رفتن بودم که دو نفر در لباس سادات جلو آمدند و گفتند: دخترم! نگران شهید نباش. گفتم: اسمش شهید نیست، […]

جوان گرایی در سیره امام صادق (ع)

برش سوم از سیره امام صادق (ع) با موضوع جوان گرایی: روحیه جوان گرایی داشت. طبیعت شان را خوب می شناخت. (۱) آنان را مورد عنایت خداوند می دانست (۲) و سعی در پرورش استعداد هاشان داشت. (۳) می فرمود: […]

دعای شهید علی تجلایی سر سفره عقد

هفتمین روز شهادت شهید بهشتی بود و داشتیم می رفتیم خانه آیت الله شهید مدنی برای جاری کردن خطبه عقد دائم. وقتی از تاکسی پیاده شدیم، علی مرا کناری کشید و گفت: می دانم خیلی به من علاقه داری و […]

رعایت حق الناس در سیره شهید مصطفی چمران

مصطفی لبنان که بود، محبوبیتی خاص بین بچه های یتیم مدرسه دخترانه مدینة الزهرا داشت. یک بار که بچه ها مطلع شدند شهید چمران به آنجا می آید، خیلی خوشحال شدند. به شوق ملاقات، با اسلحه اتوبانی که از بیروت […]

شوق آموختن در سیره شهید مرتضی مطهری

مرتضی از همان کودکی به مکتب و درس و مدرسه نگاه دیگری داشت. یکی از نیمه شب های تیرماه بود. هوا هم صاف و مهتابی. از خواب که بیدار شدم مرتضی را ندیدم. فکر کردم دستشویی است؛ اما آنجا هم […]

مرگ آگاهی شهید سید حسین علم الهدی

بعد از یک کار گروهی از طرف ام الغفاری به طرف طاهریه رفتیم. آنجا که رسیدیم حسین حالت عجیبی داشت. در  فکر فرو رفته بود و اطرافش را نگاه می‌کرد. از حسن پرسید: اینجا طاهریه است؟ گفت بله. فاصله اش […]

سر به زانوی امام زمان (عج)

وقتی ترکش به قلبش خورد، بلند گفت: یا مهدی. سرش را بلند کردم که بگذارم روی پایم. گفت: سر مرا رها کن. بگذار آقا سرم را بغل کند. هنوز لبخند به لب داشت و چشم هایش به افق بود که […]

صفحه 7 از 53»... قبلی 3456789101112 بعدی 203040...«