برش هاچهارشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۳

خستگی های شهید بهشتی

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

اوایل خرداد ۵۸ و شهید بهشتی درگیر جلسات سنگین شورای انقلاب. شب ها خیلی دیر به منزل می آمدند. گاهی وقت ها برای راحتی مادر خانمم، به ایشان گفتم که استراحت کنند، وقتی شهید بهشتی آمد، من غذای شان را گرم می کنم. گاهی یک تا یک و نیم ساعت بعد از نیمه شب به منزل می آمدند و چهره شان زرد.

یک بار فشار و فکر در ایشان چنان سنگین بود که وقتی سر سفره نشستند به جای اینکه قاشق و چنگال بردارند، دو چنگال برداشتند و خالی در دهانشان کردند. چشم های شان به جای دور خیره شده بود.

وقتی تذکر دادم خندیدند و گفتند: خیلی جالب است جواد آقا.

راوی: حجت الاسلام والمسلمین جواد اژه ای

کتاب عبای سوخته، نویسنده: غلامعلی رجائی، ناشر: خیزش نو، چاپ اول، بهمن ماه ۱۳۹۵؛ صفحه ۵۲٫

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  عشق و ارادت شهید حسن قاسمی دانا به امام رضا (ع)

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر