وضعت خلبانان در روزهای ابتدایی دفاع مقدس
خلبان شهید عباس دوران در روزهای اول جنگ در نامه های به همسرش وضعیت خود را در جنگ تشریح می کند: «خیلی فرصت كم می كنم به خونه سر بزنم ، علی هم همین طور حتی فرصت دوش گرفتن رو […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
خلبان شهید عباس دوران در روزهای اول جنگ در نامه های به همسرش وضعیت خود را در جنگ تشریح می کند: «خیلی فرصت كم می كنم به خونه سر بزنم ، علی هم همین طور حتی فرصت دوش گرفتن رو […]
احمد رضا هم یک امدادگر بود و هم نیروی رزمی. حضورش در خط مقدم به عنوان نیروی اطلاعات و عملیات به امدادگری اش می چربیده. گاه چند روز ناپدید می شد و بعد از چند روز بر می گشت که […]
حسن به شدت اهل کار بود و معنی خستگی را نمی فهمید. برش اول: به من می گفت: اگر اینجا کار نیست، بفرستم جای دیگر. باید جواب غذا خوردن و لباس پوشیدنم را بدهم. روزهای اول در هور العظیم شنا […]
علی آقا بسیار کم غذا بودند و توصیه هم می کردند که بچه کم غذا بخورند و بقیه نیروی شان را از تلاوت قرآن بگیرند. خودش هم این گونه بود. با اینکه لاغر بود و وزنش به ۵۵ کیلو هم […]
محمد جواد با دوستانش تصمیم گرفته بود هر طور شده مجله مکتب تشیع را منتشر کنند؛ اما نه پولی داشتند و نه تشکیلاتی. قبل از همه با نویسندگان صاحب نظر و مشهور قرار گذاشتند و کار نوشتن مقاله را به […]
محمد جواد وقتی وزیر آموزش و پرورش شد، دیگر کمتر در خانه دیده می شد. می گفت: احساس می کنم ده میلیون بچه دارم که باید به همه شان برسم. به اکثر مدارس سرکشی می کرد؛ از شمالی ترین نقطه […]
محمد رضا بچه شجاعی بود. سال ۵۷ بود و تنور انقلاب داغ. محمد نوارهای امام (ره) را می آورد خانه و تکثیرش می کرد و به دوستانش می داد. حاج آقای کافی در مسجد ذکر الله سخنرانی داشت. بعد از […]
دست نوشته شهید دکتر مصطفی چمران در رثای حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی اکبر ابوترابی در دی ماه ۱۳۵۹ ، زمانی که پنداشت ایشان به شهادت رسیده است: بسم الله الرحمن الرحیم ولا تحسین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل […]
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم واقعاً دائماً خدا را شکر می کنیم. دیروز وقتی این خبر بسیار بسیار خوشحالکننده را دادند که شما آمدهاید، واقعاً برای من یک مژده بود. خیلی وقت است که شما را ندیدهایم؛ حدوداً ده سال می شود. از آن […]
شما که قریب ده سال در کورهی شداید گداخته و جوهر پاکخود را نمایان ساخته و بر افتخار مجاهدات خود در دوران اختناق و پس ازپیروزی انقلاب، فصل جدید و درخشانی افزودهاید، بحمدالله سهم وافری از برکات برههی ده ساله […]
با اندوه و تاسف فراوان، خبر درگذشت عالم مجاهد و خستگی ناپذیر، حجت الاسلام آقای حاج سید علی اکبر ابوترابی و پدر بزرگوارشان آیتالله آقای حاج سید عباس قزوینی ابوترابی را دریافت کردم. این پدر و پسر پارسا و پرهیزگار، […]
سید مرد کارهای سخت بود و بیکاری را بر نمی تابید. اوایل فرماندهان برایش سخت می گرفتند. یک جا ماندگار نبود. هر جا که عملیات بود، خودش را حاضر می کرد. قبل از عملیات خیبر وقتی فهمید نیروهای لشکر ۴۱ […]