در جبهه مریوان روی ارتفاع بلندی مستقر بودیم و برای بردن تدارکات از جمله نان باید پیاده از تپه ها بالا می رفتیم.
رضا هر وقت میخواست بالای ارتفاع برود، یک گونی ۲۰ کیلوئی نان را بر دوش میگرفت و با خود بالا می آورد.
وقتی از او پرسیدم شما چرا این کار را میکنید؟
در پاسخ گفت: اگر من به عنوان مسئول این نیروها، چنین مشقت هایی را تحمل نکنم، نیروها هم علی رغم وجود فشار و سختی زیاد، نمی برند.
کتاب راز آن ستاه؛ سرگذشت نامه شهید رضا چراغی؛ نویسنده: گل علی بابائی، ناشر: نشر صاعقه، نوبت چاپ: دوم: ۱۳۹۳؛ صفحه ۲۸٫
به این مطلب رای دهید.
00
لینک کوتاه شده









