شب عملیات بود. با حسن باقری آمده بود سر کشی خط. موتور شان لای گل ها گیر کرده بود. کمک شان میکردم تا موتور بیرون بیاید.
گفتم: خسته نباشید! شما اینجا چه کار می کنید؟ خطرناک است.
مهدی گفت: خسته نباشید را باید به بسیجیهای بگویی که در این گل و لای و سختی مشغول جنگ هستند. ما آمده ایم دست و پای شان را ببوسیم.
راوی برادر پورمهدی
کتاب شهید مهدی زین الدین، نویسنده: مهدی قربانی، ناشر: انتشارت حماسه یاران، تاریخ نشر: اول- ۱۳۹۳ ؛ صفحه ۲۷
به این مطلب رای دهید.
30
لینک کوتاه شده









