برش هاشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

سیره مدیریتی شهید مهدی زین الدین

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

https://cdn.ilna.ir/servev2/sDwQdwzfNOVc/RL54z_netUE,/CYMERA_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B8%DB%B0%DB%B2.jpg رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست و امت یتیمش را تنها گذاشت.

عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا

 

جلوه ای نبوغ اطلاعاتی شهید مهدی زین الدین

مهدی در شناسائی ها سنگ تمام می گذاشت.  با یک موتور تریل تا عمق پنجاه کیلومتری نیروهای دشمن نفوذ می‌کرد.  می‌گفت:  «نزدیکی ارتفاعات کمر سرخ و کی شکن  که می رسیدم، موتور را خاموش می کردم تا عراقی ها متوجه […]

خواب راحت شهید مهدی زین الدین

سه روز بود که مهدی چشم روی چشم نگذاشته بود. همان طور که بی سیم در دستش بود، خوابش گرفت.  اسماعیل صادقی گفت: صدای بی سیم را کم کن و آرام صحبت کن تا آقا مهدی قایقی بخوابد. یک ربع […]

ارادت شهید مهدی زین الدین به بسیجی ها

شب عملیات بود.  با حسن باقری آمده بود سر کشی خط.  موتور شان لای گل ها گیر کرده بود.  کمک شان می‌کردم تا موتور بیرون بیاید.  گفتم: خسته نباشید! شما اینجا چه کار می کنید؟ خطرناک است. مهدی گفت:  خسته نباشید […]

نبوغ اطلاعاتی شهید مهدی زین الدین

زمستان سردی بود می خواستیم رد یک منافق را بزنیم.  هر چه تقلا می کردم زمان ورود و خروج را نمی توانستم در بیاورم.  کار را سپردم به آقا مهدی. مسئول شب بودم. هر وقت شب بیسیم می زدم کجایی؟ […]

شهید مهدی زین الدین ؛ اسوه وحدت

فرمانده تیپ شده بود. تیپی که نیروهایش از  چند شهرستان با سلیقه های مختلف گرد هم جمع شده بودند و طبعا فرماندهی بر آنها کار آسانی نبود؛ اما مهدی که آمد آن قدر خوب بود که زود دل همیشه نشست. […]