ولایت فقیه در وصیت نامه شهدا
شهید عبد الله میثمی اي خواهرانم! فرزندانتان را آشنا با ولايت فقيه كنيد؛ مگر نمي دانيد كه پيغمبر خدا ما را به دست اهل بيتش سپرد و امام زمان (ع) ما را به دست فقها سپردند. مبادا در راهي به […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
شهید عبد الله میثمی اي خواهرانم! فرزندانتان را آشنا با ولايت فقيه كنيد؛ مگر نمي دانيد كه پيغمبر خدا ما را به دست اهل بيتش سپرد و امام زمان (ع) ما را به دست فقها سپردند. مبادا در راهي به […]
یادداشت های دوشنبه ۹ تیر ۱۳۶۵ ساعت ۱۰ و ۳۴ دقیقه درگیری سبک است. نمیدانم علتش چیست؟ اما منور مرتب زده می شود. میخواهند ظلمت و تاریکی های دل های شان را با سوسوی فانوس های کم نور روشن کند. غافل […]
هم اکنون برادر جمال موحدی از بغل ما گذشت. سخت در فکر آرایش نیروهای دسته اش بود. بچه ها را می بینم می اندیشم، خدایا! لحظه آن فرا رسیده که به خلیفه خود روی زمین مباهات کنی. جان جانان! آن هنگام […]
بسم رب الشهدا و الصدیقین جمله معشوق است و عاشق پرده ای زنده معشوق است و عاشق مرده ای. در یاد یاران در یاد مانده و از میان ما رفته واقعی بزرگترین در شرف تکوین است. دو سال و اندی […]
بسم الله الرحمن الرحیم خدا جان! خود گواه هستی که عشق حسین علیه السلام و زینب علیها السلام در قلبم می جوشد. عشق بسیجیانی که در راحت جان فشانی میکنند در قلبم می خروشد. سلام و درود خدا و سید […]
از یادداشت های شهید سید محمد شکری در روز پنجشنبه ۱۲ تیر ۱۳۶۵ نهایتا من و ابراهیم خلج در فاصله بین خاکریز و جاده که مقداری گود و فرورفته بود، استراحت کردیم. بعداً فهمیدیم که آن جاده همان جاده کربلاست […]
از یادداشتهای شهید سید محمد شکری در ۱۸ دی ۱۳۶۵ بچه ها جلوی چشمانمان می افتادند و دیگر بلند نمی شدند. خدایا! تو خود گواه بودی. می دیدی که بسیار اسماعیل ها در مسلخ تو ذبح شدند. خدایا! خیلی سخت […]
یادداشت روز شنبه نهم تیر ۱۳۶۵ ساعت پنجاه و چهل و شش دقیقه بعد از ظهر: یاران و دوستان باهم وداع می کنند؛ رو بوسی میکنند و تقاضای شفاعت دارند. بعد از مدت ها کنار هم بودن، معلوم نیست که […]
با محمد حسین تنها هر چند گاه یک بار شعارهایی را میخواندیم که هم برای تقویت روحیه بود و هم یک تذکر و یادآوری که ما تنها نیستیم. کسی که برای رضای خدا، به عشق او و برای او کارزار […]
یادداشت شهید شکری در روز دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۶۵: دوستی (حاج مهدی طائب)میگفت: گذر از حیات دنیوی به حیات اخروی شبیه به پرشی است که یک انسان از یک طرف پرتگاهی به طرف دیگر میکند. تمام سختی این پرش در […]
دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود و امدادگر بهداری لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص). اساتید دانشگاه، او را از نخبه های علمی آینده کشور می دانستند. یکی از اساتیدش با فرمانده گردان تماس و از او خواست تا سید […]
کتاب خط فکه خاطرات شهید سید محمد شکری نوشته شهید سید محمد شکری ناشر: نشر بیست و هفت نوبت چاپ: سوم- بهار ۱۳۹۴ تعداد صفحات: ۱۰۸ صفحه – مصور صفحات مفید این کتاب ۷۲ صفحه می باشد که روز نوشت […]