برش هاچهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴

خاطرات جوانی شهدا

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

خواستگاری دخترها از شهید محمد علی رهنمون

اولین باری نبود که دختری از محمد علی خواستگاری می‌کرد و او می‌گفت نه. سرش به کار خودش بود. خوش تیپ و خوشگل هم بود. خوب هم درس می‌خواند. خب اینها تو کلاس زود خودشان را نشان می‌دهند. دخترها پاپیچش […]

اصول فرماندهی به سبک شهید حسن باقری

حسن خودش‌ رفته‌ بود سركشي‌ خط‌. دید که خاك‌ريز بالا نيامده‌، لودر پنچر شده‌بود. سراغ‌ فرمان‌ده‌ گردان‌ را هم‌ از ستاد لشكر گرفت‌. خواب‌ بود. خیلی ناراحت بود. می گفت: يعني‌ چه كه‌ فرمان‌ده‌ گردان‌ هفت‌ كيلومتر عقب‌تر از نيروهایش […]

دعای ابو حمزه شهید مصطفی ردانی

ماه رمضان سال ۶۲ بود، بعد از عملیات والفجر یک. ماه رمضان آمدیم مرخصی. با مصطفی تمام سی شب ماه رمضان را می رفتیم مراسم دعای ابوحمزه. در سراسر دعا، مشغول استغفار و گریه و «الهی العفو» بود. از مراسم […]

ارادت شهید مهدی زین الدین به بسیجی ها

شب عملیات بود.  با حسن باقری آمده بود سر کشی خط.  موتور شان لای گل ها گیر کرده بود.  کمک شان می‌کردم تا موتور بیرون بیاید.  گفتم: خسته نباشید! شما اینجا چه کار می کنید؟ خطرناک است. مهدی گفت:  خسته نباشید […]

طلب حلالیت در سیره شهید علی چیت سازیان

در دیدگاه باغ کوه  نشسته بودیم. عراقی ها گرای منطقه را داشتند و یک ریز آتش می ریختند. علی یک باره گفت: سعید! با این صدا کردنش فکر کردم زخمی شده گفتم چه می گویی؟ گفت: یادت هست قبل از […]

وصیت نامه شهید سید عبد الرضا موسوی خطاب به یارانش

 فاستَجابَ لَهُم رَبُّهُم أني لا اضيع عمل عاملٍ مِنكُم مِن ذكَرٍ او اُنثي مِن بَعض فالَّذينَ هاجَروا و اُخرِجوا مِن ديارِهِم و اوذوا في سبيلي و قاتلوا و قتلوا لاكفرنَّ سَيِّئاتِهِم وَ لادخِلَنَّهُم جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِها الانهار ثواباً مِن […]

وصیت نامه شهید سید عبد الرضا موسوی خطاب به همسرش

وصيت نامه شهيد سيدعبدالرضا موسوي خطاب به همسرش پنج شنبه/۹ بهمن/۵۹ «الذين آمنو و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندا… اولئك هم الفائزون، يبشرهم ربهم به رحمه منه و رضوان و جنات لهم فيها […]

آخرین دیدار شهید حمید باکری با خانواده

همسر شهید همت آیه ای را یادش داده بود که اگر موقع رفتن همسرش در گوشش بخواند، باز می گردد. حمید سرش را خم کرده بود و من در گوشش می خواندم. «إِنَّ الَّذي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى‏ مَعادٍ […]

جلوه ای از مدیریت شهید رضا چراغی

در جبهه مریوان روی ارتفاع بلندی مستقر بودیم و برای بردن تدارکات از جمله نان باید پیاده از تپه ها بالا می رفتیم.  رضا هر وقت می‌خواست بالای ارتفاع برود، یک گونی ۲۰ کیلوئی نان را بر دوش می‌گرفت و […]

وصیت نامه شهید حسین قجه ای

بسم الله الرحمن الرحیم یا ایها الذین امنوا مالکم از اقبل لکم انفزوا فی سبیل الله انا قلتم الی الارض ارضیتم بالحیات الدنیا من الاخره. ای افراد با ایمان شما را چه شده که وقتی به شما گفته شود در […]

خدمت به مردم در سیره شهید علی محمود وند

سرمای فکه، استخوان می ترکاند. توی چادر بخاری روشن می کردیم. یک شب نفت بخاری تمام شده بود. انبار نفت مان هم دور بود. هیچ کس حال نداشت توی آن سرما برود نفت بیاورد. ترجیح می دادیم از سرما بلرزیم؛ […]

صفحه 40 از 66»...102030 قبلی 36373839404142434445 بعدی 5060...«