«آخرين وصيت نامه شهيد»
” إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتي كُنتُم توعَدونَ ” أشهد أن لا إله إلا الله. أشهد أن محمد رسول الله – أشهد أن علی ولی الله.
خداوندا! تو را حمد و سپاس می گويم که مرا مسلمان آفريدی . تو را شکر می گويم که از اهل ولايت قرارم دادی تا طعم محبت تو و شيرينی وجود اين انسان های شايسته بارگاه کبريائيت را احساس نمايم.
سپاس به آستان مقدست که ما را در زمانه ای آفريدی که زندگی و مرگ مان هدفدار است.

خدايا! با همه ی آلودگی و روسياهي ام مشتاق لقای توام.
خدايا! حيات طيبه ی انسانی را آن کسانی درک کردند که به تو پيوستند و از غير تو گسستند و خود را برای تو خالص کردند و دنيا را نه جای ماندن؛ که گذرگاهی برای ورود به جهانی ديگر يافتند .
خدايا! چه می شود به اين عبد بی پناهت که مأمنی جز تو ندارد، ترحمی کنی.
خدايا! عامه مردم خواهان عمر طولانی هستند؛ اما چه سود برای کسی که جز عصيان اوامر تو و سنگينی بار گناه ره توشه ای ندارد .
خدايا! من که در اين چند روز زندگی نتوانستم منشأ اثری باشم ، از درگاه کرمت مسئلت دارم خون ناچيزم را منشأ تحول در خويشان و آشنايان و افرادی قرار دهی که هنوز در خواب غفلت هستند و عظمت و حقانيت اين انقلاب و رهبری پيامبر گونه ی آن را درک نکرده اند و تنها به فکر رفاه طلبی و پرورش جسم خاکی خود می باشند و خود را از درک معرفت ذات باری تعالی و حيات واقعی محروم کرده اند.
خدایا! اگر با ريختـه شدن خون بی ارزش اين بنده ی ناچيزت، قدمی در راه سـربلندی و پيروزی اسلام برداشتـه می شود ، ذره ذره ی وجودم را در اين راه تقديم آستان کبريائيت می کنم .
خدايا! بيش از اين شاهد عصيان گری هايم نباش و از اسارت بيرون بياورم.
ای مولا! بر من مپسند که در بستر بميرم و فيض عظمايت را نصيبم کن .
خدايا! چگونه خودم را قانع کنم که عزيز زهرا(س) ، حسين مظلوم(ع) در راه تو بدنش قطعه قطعه شود و اين حسين، مرگی کوچک را طلب کند.
اينک که آيين پاک محمدی، مدعيان ايمان را به ياری می طلبد، بر ماست که از پا ننشينيم و با آتش خشم وجودمان و رگبار گلوله های تفنگ هاي مان به دشمنان اسلام ثابت نماييم که خون پاک اباعبدالله الحسين (ع) با همان حرارت و جوشش در رگ هايمان در حرکت است.
امروز بايستی قدرت اسلام را به جهان استکبار بفهمانيم. امروز روزی است که بايد حق تفنگ هاي مان را با ريختن خون سفاکان از خدا بی خبر ادا نماييم .
ای تاريخ تو شاهد باش و بنويس که امروز فرزندان خمينی در راه دفاع از اسلام تا پای جان ايستاده اند و تمامی سختی ها را به جان خريده اند. به فرزندان مان بگو که پدران شما جان خود را فدای قرآن کردند و مجد و عظمت را برای شما به ارمغان آوردند.
امروز وظيفه ی ما را اباعبدالله الحسين (ع) تعيين کرده، حسين به يزيد زمان «نه» گفت؛ وظيفه ی ما نيز همان است که به يزيد زمان «نه» بگوييم و دست سازش به آن ها ندهيم. حسين همه ی هستی خود را فدای اسلام کرد، وظيفه ی ما نيز همان است .
در سايه ی ايثارگری ها و مبارزات فرزندان لايق ماست که آمريکای جهان خوار ذلت را پذيرا شده.
ما در سايه ی اين جنگ فهميديم ملتی که مبارزه ندارد بايد ذلت را قبول کند .
تاريخ ۱۳۶۵/۱۰/۱۸
به این مطلب رای دهید.
01
لینک کوتاه شده








