برش هاسه شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳

چهره خوانی شهدا در سیره شهید علی محمود وند

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

شب عملیات کربلای پنج نشسته بودیم دور هم داخل سنگر.  علی قرآنش را گرفته بود توی دستش و به آن تفال می زد.

یکی یکی قرآن زا باز کرد و به بچه ها گفت ” تو شهید می شوی. تو اسیر می شوی. تو هم مجروح.” نوبت من که رسید سرش را تکان داد و گفت ” تو هم سر مرو گنده بر می گردی.” کلی بهش خندیدیم و دستش انداختیم.

به شوخی گرفتیم. بعد از عملیات همه آنهایی که گفته بود درست از آب در آمد. کشیدمش کنار گفتم” چه طوری فهمیدی؟”

گفت: یک چیزهایی دیدم. نورانی شده بودند.

کتاب یادگاران، جلد ۳۰، کتاب علی محمود وند، نویسنده: افروز مهدیان، ناشر: روایت فتح، چاپ اول: ۱۳۹۴؛ خاطره شماره ۱۷٫

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  جلوه ای از اخلاق فرماندهی شهید علی محمود وند

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر