برش هاسه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۸

چهره خوانی شهدا در سیره شهید علی محمود وند

کلام شهیدان: امام خمینی (ره): ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان مان فاصله طولانی را باید بپیمائیم و در گذر زمان و آیندگان آن را جستجو نمائیم.

شب عملیات کربلای پنج نشسته بودیم دور هم داخل سنگر.  علی قرآنش را گرفته بود توی دستش و به آن تفال می زد.

یکی یکی قرآن زا باز کرد و به بچه ها گفت ” تو شهید می شوی. تو اسیر می شوی. تو هم مجروح.” نوبت من که رسید سرش را تکان داد و گفت ” تو هم سر مرو گنده بر می گردی.” کلی بهش خندیدیم و دستش انداختیم.

به شوخی گرفتیم. بعد از عملیات همه آنهایی که گفته بود درست از آب در آمد. کشیدمش کنار گفتم” چه طوری فهمیدی؟”

گفت: یک چیزهایی دیدم. نورانی شده بودند.

کتاب یادگاران، جلد ۳۰، کتاب علی محمود وند، نویسنده: افروز مهدیان، ناشر: روایت فتح، چاپ اول: ۱۳۹۴؛ خاطره شماره ۱۷٫

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  رویاهای صادقه شهید سید حسن موسوی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

برچسب‌ها

انفاق و دست به خیری در سیره شهدا برش ها خاطرات شهید میثمی خاطرات عشق شهدا به امام حسین خاطرات عشق شهدا به حضرت زهرا خاطرات عشق شهدا به روضه های حضرت زهرا خاطرات عشق شهدا به روضه های کربلا زندگی نامه شهدا سیره اخلاقی شهدا سیره اقتصادی شهدا سیره اهل بیت سیره تبلیغی شهدا سیره تهذیبی شهدا سیره خانوادگی شهدا سیره شهدا سیره شهید میثمی سیره عبادی شهدا سیره علمی شهدا سیره فرهنگی شهدا سیره مدیریتی شهدا شهدا و حضرت زهرا شهداي شاخص شهدای استان اصفهان شهدای استان تهران شهدای استان کرمان شهدای توصیف شده توسط رهبر انقلاب شهدای روحانی شهدای شهر اصفهان شهدای فاطمی شهید جلال افشار شهید حسن باقری شهید سید حمید میر افضلی شهید عبد الله میثمی شهید علی سیفی شهید میثمی عشق و ارادت شهدا به حضرت فاطمه عنایات و کرامات شهدا فرماندهان شهید معرفی کتاب های دفاع مقدس نوجوانی های شهدا وصیت نامه وصیت نامه شهدا کتاب خط عاشقی 2 کتاب شهید میثمی کتاب های دفاع مقدس
نظرات و ارسال نظر