برش هاچهارشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۳

وصیت نامه طلبه شهيد سيد مهدي اسلامي خواه

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

«يا ايها الذين آمنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم من عذاب اليم.تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالكم و انفسكم ذالكم خيرٌ لكم ان كنتم تعلمون». (صف/۱۱-۱۲)

اي اهل ايمان، آيا شما را به تجارتي سودمند كه از عذاب دردناك الهي نجاتتان بخشد، دلالت كنم؟ آن تجارت اين است كه به خدا و رسول او ايمان آوريد و با مال و جان خود در راه خدا به پيكار برخيزيد، اين كار از هر تجارت، براي شما بهتر است اگر دانا باشيد.

سلام ودرود بر آنان كه خالصانه و بدون ريا، در راه الله به قيام عليه استكبار برخاستند و به «اشداء علي الكفار» و «رحماء بينهم» جامه عمل پوشيدند و جان شيرين خود را در راه خدا و جانشينان خدا هديه كردند.

و سلام بر رهبران توحيدي از آدم تا خاتم و از محمد -صلي‌الله‌عليه‌وآله- تا صاحب الزمان -عجل‌‌الله‌تعالي‌فرجه- و سلام بر نايب و وارث انبياء و امامان، خميني كبير، رهبر جهان اسلام كه روزها چون شير مي‌خروشد و شب‌ها چون جد بزرگوارش، امام سجاد -عليه‌السلام- به دعا و نيايش با خداوند مشغول است. سلام بر ابر مردي كه چون جدش علي -عليه‌السلام- سكوت و دردهاي ۲۵ ساله را در دل دارد.

و سلام بر شهيدان گلكون‌كفن پاسداران، اين حاميان دودمان حسين -عليه‌السلام- كه مانند او غريبانه مي‌جنگند و بسان او شهيد مي‌شوند و نهال انقلاب را ‌آبياري مي‌كنند.

سلام بر برادران روحاني و طلاب مسئول، اين پيامبران عصرما كه به هر سو پيام اين شهيدان را مي‌رسانند و مردم را از نغمه‌هاي شوم آگاه مي‌كنند.

و سلام بر ملت غيور و شهيدپرور ايران و نابودي و ذلت و خواري از آنِ مشركين كفار و منافقين و شيطان بزرگ آمريكاي جهانخوار باد.

در گرماگرم پيكار سختي كه ملت به پا خواسته و مسلمان ايران به رهبري قائد اعظم، خميني كبير، عليه استكبار جهاني آغاز نموده است و به هنگامي كه ياران اسلام چون: اباذر، سلمان، مقداد، سميه و پاسداران انقلاب اسلامي و … همچون سدي محكم در مقابل ياران شيطان بزرگ آمريكا و… ايستاده‌اند، مي‌رود تا طومار اين دجالان را در هم بپيچد؛ از اين روي انسان بر سر دو راهي انتخاب قرار گرفته و يكي از دو راه را بايد انتخاب كند. يا عزت يا ذلت؛ يا حسين يا يزيد؛ يا تسليم را يا شهادت؛ يا بهشت يا دوزخ.

به هر حال پيكارگر مسلمان بايد با تمام توان و نيروي خويش به مبارزه با كفر و شرك و استكبار بپردازد و با دشمن متجاوز بستيزد و در نبردي بي‌امان، چون حسين‌ حمله كند و راهي را كه به عزت و بهشت مي‌انجامد، بپيمايد.

ملت رزمنده مسلمان ايران بايد بداند که اين راه، راهي نيست كه به روي هر انسان بي‌اراده و سست ايماني گشوده شود؛ بلكه پاك باختگان ايثارگري، چون حسين -عليه‌السلام- و ياران باوفاي او… توان رفتن به اين راه را دارند كه به درجه ارزشمند و والاي دوستي خاص خدا رسيده باشند.

اولياءالله كساني‌اند كه از آزمايش هاي سخت الهي با موفقيت بيرون آمده، ارزش، اعتبار و ايستادگي خويش را براي رسيدن به درجه بلند دوستي الهي به اثبات رسانده‌اند. در اين ميان كسي كه درِ جهاد به رويش باز شده باشد به دوستي خاص مي‌رسد. به قول علي -عليه‌السلام-: جهاد پوششي محكم از تقوا و پرهيزكاري است و سپر قوي خداوندي به شمار مي‌رود. روشن و آشكار است جامعه‌اي كه در پوشش زره الهي قرار گيرد، از هر گونه آسيب و رنجي مصون خواهد ماند و با نبرد دلاورانة پيكارگران راه حق بر دشمنان خويش پيروز خواهد شد.

بقا و پايداري يك جامعه، نياز مبرمي به فداكاري و از جان گذشتگي دارد. جامعه‌اي كه مردم آن بي‌تفاوت باشند و از حيثيت، شرف و انسانيت خويش دفاع ننمايند، تجاوزگران بر آنها مسلط شده، نكبت و بيچارگي را براي آنان به ارمغان خواهند آورد؛ چنين جامعه‌اي نمي‌تواند شرافتمندانه و سربلند زندگي كند و لباس ذلت، زيبنده‌ترين جامه آنان است. اين مردمي كه به پيكار بر نمي‌خيزند، بايد منتظر بلا و گرفتاري‌هاي پي در پي باشند. نتيجه طبيعي سستي و بي‌توجهي نيز به اين امر مهم گرفتاري‌ها و رنج‌هاي فراوان است.

كسي كه از جهاد شانه خالي كرده و براي سالم ماندن، خويش را محفوظ نگهداشته، بايد بداند اين گريز، او را به درجات وحشت ناكي از پستي و حقارت كشانده، زندگي ننگيني را به او هديه خواهد كرد؛ او ناچار است در دنيايي نفس بكشد كه سراسر فضاي آن پر از تعفن بيداد، ستم و تجاوز است و در سرگرداني و حيراني مي‌‌ماند و راه را نمي‌شناسد و دچار چنان پريشان حالي و آشفتگي مي‌گردد كه مرگ، هزاران بار بهتر از چنين زندگي حيرت‌آور ورنج‌زايي است.

از اثرات نكبت بار ديگر عدم شركت در جهاد، دور شدن از راه خدا و دور افتادن از راه حق است. خمودگي و خاموشي دامن چنين فردي را مي‌گيرد و از عدل و انصاف جدايش مي‌سازد.

اكنون شما اي دلاوران اسلام، اي پيكارگران مجاهدي كه براي رضاي خدا پاي در ميدان نبرد گذاشته‌ايد و اي ملت بزرگ و رزمنده ايران! بر عقيده و ايمان خود استوار باشيد و سخنان گران بهاي پيشوا و رهبرتان خميني بت‌شكن را بشنويد.

خوشا به حال شما كه در زمره دوستان مخصوص خداوند هستيد و درهاي بهشت را به روي خويش گشوده‌ايد. لباس برازندة تقوا بر شما مبارك باد! از زره الهي كه به تن داريد و سپر قوي خداوندي كه به دست داريد، سخت محافظت كنيد. سنگرهاي ننگ دشمن را درهم كوبيد. نداي حق، عدل و انصاف را در سراسر گيتي بگسترانيد. زبوني و ذلالت را نصيب دشمن كنيد.

مردان پيكارگر اسلام! بر كودكان و زنان معصوم امت خويش و برادران وخواهران بي گناهتان كه در زير چكمه‌هاي ستم گرانه و كافرِ نگون بختي چون صدام مزدور له مي‌شوند، نظري بيفكنيد و دست‌ها را محكم بر سلاح خويش بفشاريد و با تمام توان و نيروي‌تان – كه از ايمان پاكتان سرچشمه مي گيرد- بر دشمن حمله بريد.

بگذاريد ثابت شود كه يك بار ديگر در تاريخ خون بار بشر، ملتي پديد آمده كه عليه همه رسوايي ها، ننگ ها و ذلت ها مي شورد و تسليم خونخ وارترين و وحشي ترين موجودات روي زمين و قلدران زبون كه ابرقدرتشان مي‌نامند، نخواهيد شد.

بگذاريد تاريخ بنويسد كه بار ديگر ملتي را به جرم عقايدش تكه تكه كردند و پيكرهاي پاك آنان را هم چون درندگان وحشي از هم دريدند. بگذاريد بنويسند که آنها شجاعانه ايستادند و از سيل جوشش خون نهراسيدند و بدن‌هاي تكه پاره و له شده برادران شان، شجاعت بيشتري به آنان داد و با عزمي سخت تر از پولاد، بر قلب دشمن تاختند و زبوني و ذلت را از آنِ آنان ساختند؛ زيرا اين تبه كاران و بي مايگان نمي‌دانند كه اشتياق ملت بزرگ ايران براي شهادت، بيش از اشتياق طفل به پستان مادر است.

خوشا آنان كه با عزت ز گيتي بساط خويش بر چيدند و رفتند

خوشا آنان كه بر اين عرصه خاك چو خورشيدي درخشيدند و رفتند

نـگرديـدنـد هرگـز گرد بـاطـل

حقيقـت را پـرستـيدنـد و رفـتند

درود بر مجاهدان راه خدا و به اميد پيروزي اسلام و انقلاب،

سيد مهدي اسلامي‌خواه سبزواري ۱۳۵۹/۱۰/۱۵

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  مرگ آگاهی شهید مجید قربان خانی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر