تیر تراش می زدند. دوشکا و تیر بار را کار گذاشته بودند توی خاک، درست مماس با زمین. سرت را که می آوردی بالا می زدند.
علی خوابیده بود روی زمین. همان جا دستش را زد توی خاک و تیمم کرد. دراز کش نمازش را خواند.
رفته بود پیش آیت الله دستغیب.
پرسید ” تکلیف آن نماز چه می شود.
شهید دستغیب جواب داد داده بود حاضرم تمام عمرم را بدهم ثواب دو رکعت نماز شما را بگیرم.
کتاب یادگاران، جلد ۳۰، کتاب علی محمود وند، نویسنده: افروز مهدیان، ناشر: روایت فتح، چاپ اول: ۱۳۹۴؛ خاطره شماره ۱۳٫
به این مطلب رای دهید.
10
لینک کوتاه شده









