برش هاچهارشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۳

جلوه ای از اخلاق فرماندهی شهید علی محمود وند

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

نشسته بودیم داخل مقر. یک اسلحه از شب قبل مسلح مانده بود. دست یکی از بچه‌ها رفت روی ماشه اش. تیر شلیک شد. خورد به دیوار و کمانه کرد.

علی آقا خیلی عصبانی شد. داد زد عذر همه را می خواهم. شما به درد فکه نمی خورید. پشت سر هم، زیر لب بد و بیراه می گفت.

از چادر رفت. بیرون واقعا ترسیده بودیم. نکند ما را بفرستد دوکوهه. این بدترین تنبیه برای عاشقان تفحص بود.

یک ساعتی گذشت. آمد داخل چادر با یک جعبه شکلات. گرفت جلوی تک تک ما.

می گفت: بچه ها مواظب باشید. نزدیک بود دو سه نفر را به کشتن بدهید.

کتاب یادگاران، جلد ۳۰، کتاب علی محمود وند، نویسنده: افروز مهدیان، ناشر: روایت فتح، چاپ اول: ۱۳۹۴؛ خاطره شماره ۷۸٫

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  مردمی بودن نمایندگان مجلس از دیدگاه شهید رجایی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر