برش هاچهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷

تکلیف مداری در سیره شهید سید مجتبی هاشمی

کلام شهیدان: امام خمینی (ره): ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان مان فاصله طولانی را باید بپیمائیم و در گذر زمان و آیندگان آن را جستجو نمائیم.

سید همیشه پا به رکاب بود. اکثر مواقع لباس سبز نظامی با کلاهی کج تنش بود و به سبک داش مشتی ها یقه اش را باز می گذاشت و یک تسیبیحی هم گردنش آویزان می کرد.

شب ها من که می خواستم ساعت ۱۰ به خانه بروم، می گفت خیالت راحت من هستم. تا صبح به کمیته های دیگر هم سرکشی می کرد و گزارش جامعی ارائه می کرد.

یک بار گفتم: آقا مجتبی! رضایت بده و این پوتین و لباس را از تن در بیاور.

گفت: به جدم قسم! تا زمانی که صدام هست و تکلیف جبهه مشخص نشده، حتی دم مغازه هم با همین لباس می روم و فروشندگی می کنم.

آخر هم به خاطر روحیه اش نتوانست در شهر بماند. رفت سر وقت جنگ و گروه فدائیان اسلام را راه اندازی کرد.

راوی: احمد هاشمی مطلق و محمد رضا رستمی

کتاب آقا مجتبی؛ خاطراتی از شهید سید مجتبی هاشمی، نویسنده: محمد عامری، ناشر: تقدیر، نوبت چاپ: دوم- تابستان ۱۳۹۶؛ صفحه ۸ و ۱۲٫

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  مرحله سوم طرح شهید فصل با موضوع سیره شهید بهشتی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

برچسب‌ها

نظرات و ارسال نظر