برش هادوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳

ارتباط کلامی با همسر در سیره شهید حمید باکری

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

حمید آبادان که بود، نامه ای با یک عکس برایم فرستاده بود. عکس را می گذاشتم جلویم و نامه را با گریه می خواندم. تکیه کرده بود به یک نخلی در منطقه ذوالفقاریه با یک بادگیر سرمه ای.

به شوخی می گفتم: برای صدام ژست گرفته بودی؟

گفت: ژست گرفته بودم که تو بپسندی.

می گفت: عصرها که یادت می افتادم، می رفتم تپه ای یا تخته سنگی پیدا می کردم و به غروب نگاه می کردم. آن وقت بیشتر دلم برایت تنگ می شد.

کتاب نیمه پنهان ماه، جلد سوم، حمید باکری به روایت همسر شهید، نویسنده: حبیبه جعفریان، ناشر: روایت فتح، چاپ شانزدهم- ۱۳۹۵ ؛ ص ۲۶-۲۵٫

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  تبلیغ چهره به چهره در سیره شهید نادر عبادی نیا

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر