زندگی نامه شهید مصطفی ردانی پور
۱۳۳۷ ؛ (اول فروردین) تولد در شهر اصفهان ۱۳۳۸ ؛ مرگ و حیات دوباره. ۱۳۵۰ ؛ پایان دوران شش ساله دبستان ۱۳۵۱ ؛ ورود و توقف یک ساله در هنرستان ۱۳۵۲ ؛ ورود به حوزه علمیه اصفهان و مدرسه علمیه […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
۱۳۳۷ ؛ (اول فروردین) تولد در شهر اصفهان ۱۳۳۸ ؛ مرگ و حیات دوباره. ۱۳۵۰ ؛ پایان دوران شش ساله دبستان ۱۳۵۱ ؛ ورود و توقف یک ساله در هنرستان ۱۳۵۲ ؛ ورود به حوزه علمیه اصفهان و مدرسه علمیه […]
فرازی از وصیت نامه شهید عبد الله میثمی (۴) دومين مسئله اي كه مرا در زندگي عقب انداخت كه موفق نشوم از فيض هاي بزرگتري بهره مندتر گردم، بي نظمي و بز صفتي من بود كه جسته گريخته كار مي […]
شهید مصطفی ردانی پور از بس عاشق حضرت زهرا (س) بود که می خواست با یکی از سادات ازدواج کند تا محرم حضرتش شود. کارت های دعوت عروسی اش را آماده کرده بود. اول از همه اهل بیت (ع) را […]
فرازی از وصیت نامه شهید عبد الله میثمی (۲) اي پدر بزرگوار و مادر مهربانم و اي خواهران و برادران و اي همه كساني كه با شما در دنيا مانوس بودم از شما عاجزانه مي خواهم كه پيوسته از برايم […]
فرازی از وصیت نامه شهید عبد الله میثمی (۱) و خدايا تو گواهي در اين لحظه كه در خدمت مقام وحدانيت، اين كلمات را مي نويسم بسي شرمنده و شرمسارم، چرا كه بندگان تو را مي بينم كه در جبهه […]
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي اشرف الانبياء والمرسلين ابي القاسم محمد صلي الله عليه و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين. و اما بعد از حمد خداي تبارك و تعالي و درود به پيغمبر […]
هي مي رفت و ميآمد. براي رفتن به خانه دودل بود. يادش رفته بود نانبگيرد. بهش گفتم «سهميهي امروز یک عدد نان و ماست پاكتي است، همین را بردار و برو.» گفت «این را داده اند اينجا بخورم، نمی دانم […]
بند هفت زندان قصر بود با سه سال سابقه. برای خودش سابقه داری بود. تازه واردها شبها روی زمین می خوابیدند و قدیمی ها روی تخت. عبد الله تخت طبقه سوم بود. روزها همان بالا می نشست و کتاب می […]
روز شمار زندگی جاوید الأثر حاج احمد متوسلیان ۱۳۳۲؛ (۱۵ فروردین) ولادت، تهران، محله مامزاده سیداسماعیل خیابان مولوی ۱۳۳۹؛ ورود به دبستان دولتی شرافت ۱۳۴۰؛ انتقال به مدرسه اسلامی “مصطفوی“ و شروع از کلاس اول ۱۳۵۳؛ اخذ مدرک دیپلم فنی […]
حسن كلاس هشتم بود. سال چهل و هشت، چهل و نه. فاميل دورشان باچند تا بچهي قد و نيمقد از عراق آواره شده بود. هيچي نداشتند؛ نهجايي، نه پولي. هفت هشت ماه پيِ صندوقدار مسجد لُرزاده شدهبود. ميگفت «بابا يه […]
داشتم براي نماز ظهر وضو ميگرفتم، دستي به شانهام زد. حسن باقری بود. سلام و عليك كرديم. نگاهي به آسمان كرد و گفت «علي! حيف است تا موقعي كهجنگ تمام نشده، شهيد نشويم. معلوم نيست بعد از جنگ وضع چگونه […]
پنج نفر بوديم، بعد از نماز به حاجي گفتم: امشب شام دعوت شماييم و خيلي اصرار كردم. گفت: خدايا چي مي شد امشب كسي ما را دعوت مي كرد؟! چند دقيقه بعد جواني به طرف حاجي رفت و گفت: برادرها! […]