ولایت محوری در سیره سیاسی شهید محمد بروجردی
گروه میرزا بیش تر جوان هایی بودند که تازه پشت لبشان سبز شده بود. میرزا گروه را در مرحله آمادگی بدنی نگه داشته بود. شنا کردن، ورزش های رزمی، کوه پیمایی هفتگی در مسیر امام زاده داود و دربند. بعضی […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
گروه میرزا بیش تر جوان هایی بودند که تازه پشت لبشان سبز شده بود. میرزا گروه را در مرحله آمادگی بدنی نگه داشته بود. شنا کردن، ورزش های رزمی، کوه پیمایی هفتگی در مسیر امام زاده داود و دربند. بعضی […]
چند ماهی بیشتر از دوره سربازی محمد تقی نگذشته بود که نفس نفس زنان وارد خانه شد. با دستور امام به ترک پادگان ها، او هم فرار کرده بود. از او خواستم تا مدتی در خانه بماند تا قیافه اش […]
یکی از ابتکارات شهید باهنر برگزاری کنگره معلمان دینی سراسر کشور بود. ۱۵۰۰ نفر از سراسر ایران در باشگاه معلمان اجتماع کردند. یک هفته کلاس های آموزشی سخنرانی، پخش جزوه. کنگره دو سال پیدرپی برگزار شد. هدف اصلی این کنگره […]
مهر ۱۳۵۷ بود و فکر محمد حسین مشغول. گفتم: پسرم! چرا این قدر آشفته ای؟ گفت: یک هفته قبل از بازگشایی مدارس، امام خمینی (ره) دستور تعطیلی مدارس و دانشگاه ها را صادر کرده اند و در تهران مردم اعلام […]
محمد جواد با دوستانش تصمیم گرفته بود هر طور شده مجله مکتب تشیع را منتشر کنند؛ اما نه پولی داشتند و نه تشکیلاتی. قبل از همه با نویسندگان صاحب نظر و مشهور قرار گذاشتند و کار نوشتن مقاله را به […]
سید اهل فوتبال حرفه ای بود؛ اما کاملا سیاسی. در جوانی عضو رسمی تیم ابو مسلم خراسان بود. در یکی از مسابقات تیم شان مقام اول را کسب کرد و قرار شد که از طرف رضا پهلوی ولی عهد شاه […]
محمد رضا بچه شجاعی بود. سال ۵۷ بود و تنور انقلاب داغ. محمد نوارهای امام (ره) را می آورد خانه و تکثیرش می کرد و به دوستانش می داد. حاج آقای کافی در مسجد ذکر الله سخنرانی داشت. بعد از […]
تانک ها و سربازان مسلح، چهار راه سی متری را قرق کرده بودند. حسین بچه ها را جمع کرد و گفت: بیایید برویم سر چهار راه، سرود هفده شهریور را بخوانیم. بهبوهه انقلاب بود و شعار دادن و تظاهرات حرکتی […]
علی شانزده ساله بود. گیر داده بود که به هر قیمتی شده باید شبانه مجسمه سگ بزرگ را بکشیم پایین. رضاشاه را می گفت. شب بود که رفتیم سر وقت مجسمه. دل شوره داشتم. مجسمه را به بتون پیچ کرده بودند. […]
حسین یک عکس رادیولوژی آورد و گفت باید از عکس امام کلیشه درست کنیم. یک تصویر بزرگ امام را پیدا کردیم و عکس رادیولوژی را بر اساس آن برش زدیم. حسین نیمه های شب با کلیشه و اسپری رنگ تصویر […]
بعد از قضایای ۱۷ شهریور بود. صدای تظاهرات مردم تا ته کلاسها هم میآمد: ۱۷ شهریور روز مرگ شاه ۱۷ شهریور افتخار ما معلم های ساواکی هم دم در ایستاده بودند تا دانش آموزان به اجتماع تظاهرات کنندگان نپیوندند. علی […]
حسین ۱۲ ساله که بود مبتکر راهپیماییهای کودکان و نوجوانان محل علیه رژیم پهلوی بود. خودش برنامه ریزی و مدیریت می کرد. بلندگو که نداشتیم. تعدادی قیف بزرگ مخصوص نفت پیدا میکردیم و شعار گویان از حسینیه ابوالفضل علیه السلام […]