برش هاشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

سیره اخلاقی شهدا

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

https://cdn.ilna.ir/servev2/sDwQdwzfNOVc/RL54z_netUE,/CYMERA_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B8%DB%B0%DB%B2.jpg رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست و امت یتیمش را تنها گذاشت.

عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا

 

بصیرت شهید حسین خرازی از دریچه نگاه مقام معظم رهبری

شهید خرازى به رفقایش گفته بود: «من اهمیت نمى‌دهم درباره‌ ما چه مى‌گویند؛ من مى‌خواهم دل ولایت را راضى کنم.» او مى‌دانست که آن دل آگاه و بصیر، فقط به ایران، به جماران، به تهران و به مجموعه‌ی یک ملت […]

خستگی های شهید بهشتی

اوایل خرداد ۵۸ و شهید بهشتی درگیر جلسات سنگین شورای انقلاب. شب ها خیلی دیر به منزل می آمدند. گاهی وقت ها برای راحتی مادر خانمم، به ایشان گفتم که استراحت کنند، وقتی شهید بهشتی آمد، من غذای شان را […]

درد جویی شهید علی سیفی

شهید علی سیفی در یادداشت هایش نوشته بود: خدایا مرا با درد آشنا کن. دردی که نتیجه پشیمانی از گناهانم باشد. دردی که مرا سرزنش کند، خوف را برایم بنمایاند و بعد برایم امید دهد. امیدوارم کند به مغفرت تو. […]

برخورد شهید علی سیفی با مجلس غیبت

اگر در مجلسی غیبت می شد، شهید سیفی اول تذکر می داد و در صورت اعتنایی، خودش بدون اینکه بی احترامی به کسی کند، از جلسه خارج می شد. کتاب بیا مشهد، گروه فرهنگی شهید هادی،چ اول ۱۳۹۵،ص ۸۷٫

محرومیت زدایی در سیره شهید عباس بابایی

روستاهای اطراف اصفهان که می رفتیم، آنها ناخواسته مشکلات شان را هم مطرح می کردند. در یک روستایی متوجه شدیم منبع آب آشامیدنی، استحمام و غسل میت شان یک جا بود. هر طور بود آب لوله کشی برای شان فراهم […]

آثار شناخت استعداد علمی با توجه به سیره شهید مصطفی روشن

مصطفی حال و حوصله درس تئوری را  نداشت. اما سرش درد می کرد برای کارهای علمی و آزمایشگاهی. سال سوم دانشگاه بودیم. همراه هم رفتیم پیش معاون دانشجویی دانشکده، پروژه بگیریم. قبول کرد. یک پروژه به ما داد درباره غشاهای […]

شوخی با مادر در سیره شهید علی سیفی

علی یک بار هنگام بازگشت از جبهه، عینک آفتاب و کاپشن آمریکائی داشت. زنگ خانه شان را زد. مادرش آمد دم در و گفت با چه کسی کار دارید؟ گفت: با جواد (برادر کوچک ترش). مادر تا می رود تا […]

دغدغه های شهید مصطفی احمدی روشن

رفته بودیم اردوی جنوب. همه بچه ها داخل سوله خواب بودند ولی مصطفی داشت سؤال پیچم می کرد. از اول اردو بند کرده بود که الان وظیفه ما چیست ؟ چطور می شود فضای جنگ را در زندگی الان مان […]

صفحه 25 از 33»...1020 قبلی 21222324252627282930 بعدی ...«