تسلط شهید بهشتی به چند زبان خارجی
برش اول: شهید بهشتی دبیرستان که بود سال اول و دوم زبان خارجه شان، انگلیسی بود و بلدش شده بود. وقتی هم که برای تحصیل هم زمان حوزه و دانشگاه برگشت اصفهان، زبان انگلیسی را پیش یکی از اقوام یاد […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
برش اول: شهید بهشتی دبیرستان که بود سال اول و دوم زبان خارجه شان، انگلیسی بود و بلدش شده بود. وقتی هم که برای تحصیل هم زمان حوزه و دانشگاه برگشت اصفهان، زبان انگلیسی را پیش یکی از اقوام یاد […]
مصطفی خیلی دوست داشت در عملیات ثامن الأئمه شهید شود. قبل از عملیات غسل شهادت کرده و وصیت نموده بود. لباس سپاهش، تمیز و اتو کرده بود و پیشانی بند “یا حسین (ع)” بسته بود. شب عملیات دنبال مسواکش می […]
کتاب یادگاران، جلد ۲۲؛ کتاب احمدی روشن نویسنده: مرتضی قاضی ناشر: روایت فتح تاریخ چاپ: چاپ نهم- ۱۳۹۳ تعداد صفحات: ۱۰۶ صفحه این کتاب در بردارنده یک صد برش از زندگی شهید صنعت هسته ای شهید مصطفی احمدی روشن می […]
در عملیات والفجر ۴ سید دچار موج گرفتگی شدید شده بود و چشمانش کم شو. با زور و اجبار آوردیمش رفسنجان. نیمه شب بود که دیدم بیدار شده می خواهد برود بیرون. بردمش دستشوئی و آوردمش. خوابید. دوباره که بیدار […]
برش یک: قبل از انقلاب: جلال معتقد بود تمام روحانیونِ وابسته به حکومت شاه، باید خلع لباس شوند. می گفت: اینها حرمت لباس پیامبر (ص) را از بین می بردند. با چند نفر از دوستان شان به شناسایی این افراد […]
محل کارم تا خانه ۲۰ کیلومتر فاصله داشت؛ آن هم در ترافیک تهران. می گفتم: عباس! تو را به خدا کاری کن که حداقل محل کارم نزدیک تر بیاید تا از مشکلاتم کم تر شود. می گفت: اگر چنین کاری […]
برش یک: شهید سیفی را آخرین بار قبل از عملیات والفجر ۸، در نماز جمعه دزفول دیدمش. قیافه ترکه ای و عمامه، چهره عرفانی اش را زیبا تر کرده بود. همدیگر را بغل کردیم و من تکانش دادم. با همان […]
وصیت نامه شهید محمد شهسواری بسمه تعالی با درودو سلا م به رهبر کبیر انقلاب امام امت خمینی بت شکن و با درود و سلا م بر خانواده های شهدا ی جنگ تحمیلی و با سلام و درود بر مجر […]
بسم الله الرحمن الرحیم یا أیتها النفس المطمئنّة ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنّتی. مردم دلیر و مقاوم فارس! برادران و خواهران انقلابی شجاع! آیت الله حاج سید عبدالحسین دستغیب این روحانی مبارز و پرهیزکار […]
عبد الله با این که در جبهه بود و کلی مشغله داشت، اما از احوال خانواده و پدر و مادرش غافل نمی شد. گاهی به واسطه هم محلی هایی که در جبهه بودند، برای پدر و مادرش پول می فرستاد. […]
بچه دختر را خیلی دوست داشت. می گفت: دختر دولت و رحمت برای خانه می آورد. موقع وضع حمل من قزوین بودم و او دزفول. تلفنی مژده تولد اولین بچه مان را به او دادم. وقتی فهمیده بود بچه دختر […]
کتاب نیمه پنهان ماه، جلد سوم؛ حمید باکری به روایت همسر شهید نویسنده: حبیبه جعفریان ناشر: روایت فتح تاریخ نشر: شانزدهم، ۱۳۹۵ تعادا صفحات: ۵۵؛ مصور این کتاب روایت سردار سپاه اسلام، شهید حمید باکری به روایت همسرش؛ فاطمه امیرانی […]