یکی از ارگانهای نظامی دنبال نیروهای فنی مهندسی بود. روی سوخت موشک کار میکردند. مصطفی داوطلب شد. بعضی از نیروهای شان تخصص نداشتند و از روشهای غیر علمی استفاده می کردند. مصطفی با آنها بحث می کرد. کوتاه نمیآمد. رئیس و مسئول نمیشناخت.
به آنها می گفت: مثل زمان جنگ جهانی دوم کار می کنید.

وقتی می دید که بیت المال را هدر می دهند، جلوی شان می ایستاد. یک سال نشده بود که آمد بیرون.
میگفت: اینها یک تست کوچک دو روزه را، دو هفته طول می دهند و عمرشان صرف نامه نگاری می شود.
کتاب یادگاران، جلد ۲۲؛ کتاب احمدی روشن، نویسنده: مرتضی قاضی،ناشر: روایت فتح، تاریخ چاپ: چاپ نهم- ۱۳۹۳؛ خاطره شماره ۱۴ و ۱۶٫
به این مطلب رای دهید.
10
لینک کوتاه شده








