برش هاشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

 در اواخر سال ۵۹ برنامه ازدواج غلامعلی پیش آمد. در زمانی که آشنایی و نامزدی انجام‌گرفته بود، صیغه‌ی محرمیت سه‌ماهه بینشان جاری شده بود تا در آینده‌ی نزدیک عقد و ازدواج صورت بگیرد.

 در این سه ماه، شرایط ازدواج آماده نمی‌شود و ایشان زمانی که در جبهه بوده‌اند و چند روزی بیشتر به زمان سرآمدن صیغه نمانده بوده است، از جبهه به خانمش تلفن می‌زند که با پدرشان صحبت کنند و صیغه‌ی محرمیت تمدید شود.

http://www.boreshha.ir/wp-content/uploads/2025/12/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DA%A9.jpg

 خانمش جواب می‌دهند: «شما آنجا هستید و کارها خوب پیش نمی‌رود و این تمدید صیغه برای شما چه اهمیتی دارد؟».

 غلامعلی می‌گوید: «می‌خواهم تا آن زمان که شرایط مساعد گردد، من در اینجا به شما فکر می‌کنم. می‌خواهم صیغه تمدید شود تا من در این به یادافتادن مرتکب گناه نشوم

 کتاب چرخ نیلوفری، شهید غلامعلی پیچک به روایت مجتبی حبیبی، ناشر: نشر فاتحان، نوبت چاپ: اول-۱۳۹۵، صفحه ۲۹۳.

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  آداب تولد کودک در سیره شهید حسین املاکی

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر