زمستان سردی بود. شبها لوله آب یخ می بست. نیمه شب بود که از خواب بیدار شدم. محمود کنار شیر آب بود.
دقیق که شدم، دیدم چند تکه مقوا زیر شیر آب آتش زده. با همان آب غسل کرد و همانجا مشغول به نماز شب شد.
سهم من هم از پشت پنجره اشک هایی بود که می ریختم.
راوی: پدر شهید
کتاب نذر قبول؛ کتاب خاطرات شهید محمود اخلاقی، نویسنده: اشرف سیف الدینی، ناشر: اداره کل حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس کرمان، نوبت چاپ: اول – ۱۳۸۸؛ شماره ۱۴ صفحه ۲۱٫
به این مطلب رای دهید.
70
لینک کوتاه شده









