ولی الله اخلاق خاصی داشت. نامه که نمی نوشت. خیلی کم تلفن می کرد. آدرسش را هم نمی داد تا برایش نامه بنویسم.
می گفتم: تلفن که نمی زنی، نامه هم که نمی دهی، پس اقلا مرا هم با خودت ببر.

می گفت: می توانم ببرمت؛ اما اینجا خیالم راحت است. اگر ببرمت دل مشغولی برایم می آورد و نگران می شوم. نامه هم که بدهی نه وقت جواب دادنش را دارم و ذهنم هم درگیر می شود.
دستش را برای احترام روی چشمش گذاشت و گفت: اینجا که هستم، دوست دارم خدمت شما باشم. جبهه هم که می روم خدمت بسیجی ها، مثل خودشان، مثل یک بسیجی.
یکی از عکس هایم را برداشت و گفت: عکست را گذارم داخل عکس هایم و هر وقت دلم تنگت شد، نگاهش می کنم.
راوی: همسر شهید
مجموعه نیمه پنهان ماه، جلد ۹، چراغچی به روایت همسر شهید؛ نویسنده: مهدیه داودی، ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: یازدهم؛ ۱۳۹۵؛ صفحه ۲۳-۲۲٫
به این مطلب رای دهید.
00
لینک کوتاه شده








