مردم داری در سیره شهید علی سیفی ۲
نماز جمعه اهواز بودم. آمد و گفت: غذای نذری کجا توزیع می کنند؟ بردمش خانه خودمان ناهار. خیلی به دل پدرم نشسته بود. مرتب به منزل ما سر می زد. شهید سیفی گاهی بدون اطلاع من مرخصی ساعتی می گرفت […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
نماز جمعه اهواز بودم. آمد و گفت: غذای نذری کجا توزیع می کنند؟ بردمش خانه خودمان ناهار. خیلی به دل پدرم نشسته بود. مرتب به منزل ما سر می زد. شهید سیفی گاهی بدون اطلاع من مرخصی ساعتی می گرفت […]
مریض شده بودم و نتوانستم سر کلاس بروم. وقتی حالم را دید آرام نشست بالای سر من و گفت: «بالام قربان اولوم». با لهجه شیرین اش کلی به من محبت کرد و گفت برایت آش درست می کنم. شهید علی […]