برش هاپنج شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴

خاطرات شهدای گمنام

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

تفحص انگشت و انگشتر در عصر عاشورا

مدتی بود که در میدان مین فکه، منطقه عملیاتی والفجر یک در حال تفحص بودیم اما از پیکر شهدا هیچ اثری نبود. عصر عاشورای سال ۱۳۷۳ یا ۷۴ بود. پکر بودم و به سمت ارتفاع ۱۱۲ همین طور راه می […]

تفحص شهدا با توسل به امام رضا (ع)

اوایل سال ۱۳۷۲ در فکه مشغول تفحص بودیم. چند روزی بود هر چه بیشتر می گشتیم، شهیدی پیدا نمی کردیم. آن روز صبح، کسی که زیارت عاشورا می خواند به امام رضا (ع) متوسل شد و مصائب و کرامات ایشان […]

شهیدی که می خواست با خدا آشتی کند

گروهی به جبهه آمده بودند که نشانی از رزمندگی نداشتند. نه نماز می خواندند و نه در مراسمات شرکت می کردند. حس کار فرهنگی مان گل کرده بود. یکی از آنها را که عاقل تر و مظلوم تر بود، آوردیم […]

سر به زانوی امام زمان (عج)

وقتی ترکش به قلبش خورد، بلند گفت: یا مهدی. سرش را بلند کردم که بگذارم روی پایم. گفت: سر مرا رها کن. بگذار آقا سرم را بغل کند. هنوز لبخند به لب داشت و چشم هایش به افق بود که […]

می روم تا انتقام سیلی زهرا (س) بگیرم!

سال ۱۳۷۲ بود. در محور فکه، محدوده ارتفاعات ۱۱۲ مشغول تفحص بودیم؛ اما شهدا به ما روی خوش نشان نمی دادند. شب به حضرت زهرا (س) متوسل شدیم. در دلم گفتم: «اگر قابل می دانید عنایتی کنید تا شهدا نظری […]

عمه بیا گم شده پیدا شده

شهیدی را در منطقه طلائیه تفحص کردیم. میان وسایلش دفتری کوچک و قطور مثل دفتر مداحان بود. صفحه اولش را که نگاه کردم، نوشته بود: عمه بیا گم شده پیدا شده. راوی: محمد احمدیان کتاب خط عاشقی ۱، حسین کاجی، […]