می خوای بشینم توی خونه؟
شهید حسین املاکی، نگاهش به جنگ و جبهه نگاهی کاملا از سر تکلیف بود و زمان مند نبود. تا زمانی که تهدید جنگ بود، نمی توانست در خانه بنشیند. برش اول: اردیبهشت ۱۳۶۲ بود که حسین از جبهه برگشته بود. […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
شهید حسین املاکی، نگاهش به جنگ و جبهه نگاهی کاملا از سر تکلیف بود و زمان مند نبود. تا زمانی که تهدید جنگ بود، نمی توانست در خانه بنشیند. برش اول: اردیبهشت ۱۳۶۲ بود که حسین از جبهه برگشته بود. […]
محمدتقی خیلی با غیرت بود. همراه خواهرانم رفته بودیم خانه اش. خانه هم مقداری گرم شده بود. بهش گفتم : پنجره را باز کن تا یه مقدار هوای تازه داخل اتاق بیاید. با خنده اش فهماندم که این کار را […]
برش اول: روز بیست و دوم مهر بود که مصطفی دولا دولا وارد سنگر شد و از خوشحالی داشت دستهاش رو به هم می مالید و گفت: «حمیدچون! با اجازه تون من امروز میرم تهران». گفتم: آخیش! زودتر برو خیال […]
عید سال ۹۳ مصادف با ایام فاطمیه بود، به حرمت شهادت حضرت زهرا(س)آجیل و شیرینی نگرفتیم. به مهمان ها میوه و چای می دادیم. چون کوچک تر بودیم اول ما برای عید دیدنی خانه فامیل رفتیم، از آنجایی که تازه […]
کتاب دیدم که جانم می رود نویسنده و راوی: حمید داود آبادی ناشر: انتشارات شهید کاظمی نوبت چاپ: سیزدهم (اول ناشر) تابستان ۹۵٫ تعداد صفحات: ۲۶۰ صفحه مصور کتاب در یک نگاه: این کتاب که روایت آقای حمید داود آبادی […]
سال نمای زندگی شهید مصطفی کاظم زاده ۱۳۴۴؛ (۹ شهریور) ولادت در تهران ۱۳۶۱؛ (شهریور) اتمام کلاس چهارم دبیرستان ۱۳۶۱؛ (۳ شهریور) جعل نامه برای خلاصی از دوره ۴۵ روزه آموزشی و گرفتن برگه اعزام به جبهه غرب ۱۳۶۱؛ (۷مهر) […]
خوب به یاد دارم که سید محمود می گفت: «باید استعداد نیروهای انقلاب شکوفا شود. باید هر کدام از این بچه ها یکی از یاران حضرت مهدی (عج) در زمان ظهور باشند». بعد می گفت: «یار امام باید انسانی توانا […]
کتاب نیمه پنهان ماه ۳۰؛ شوشتری به روایت همسر شهید راوی: طیبه دُرَرِی سرولایتی نویسنده؛ مریم عرفانیان ناشر روایت فتح نوبت چاپ: اول-۱۳۹۶٫ تعداد صفحات: مصور ۱۲۷ صفحه. کتاب در یک نگاه: کتاب ۱۱۷ صفحه متن و ۱۴ قطعه عکس […]
من خودم یک بار از محمد حسین پرسیدم: «حسین تو از یک سری قضایا باخبر می شوی چطور این کار را میکنی؟ با اصرار زیاد بالاخره راضی شد و جواب داد. آن هم خیلی کوتاه و مختصر. گفت: «کار خاصی […]
کتاب فراتر از زمان؛ خاطرات و زندگی نامه شهید سید محمود افتخاری نویسنده: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی ناشر: نشر شهید ابراهیم هادی نوبت چاپ: اول-۱۳۸۶ تعداد صفحات: ۱۶۸ صفحه کتاب در یک نگاه: این کتاب متشکل از ۳۶ مصاحبه […]
سید عباس وقتی دستش تنگ می شد، باقی مانده پولش را می داد به من می داد که زندگی را تا سر ماه مدیریت کنم. این بار هم دستش تنگ شده بود. دم غروب که آمد منزل، ته مانده پول […]
🔹غروب بود، نزدیک اذان حسین علی تازه از مزرعه آمده بود خانه با نگاه به لب های خشک شده اش حدس زدم روزه است. ▪️مادر وقتی فهمید گفت: دورت بگردم! چرا نگفتی روزه ای تا برات افطار آماده کنم؟» ▫️حسین […]