وصیت نامه شهید آیت الله سید محمد رضا سعیدی
بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه من سيد محمد رضا سعيدي خراساني: پسران من همگي اهل علم و تبليغ براي خداشويد. دختران من به شوهر اهل علم و تبليغ همسر شويد. در زندگي باهم متحد باشيد و براي دنيا با […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه من سيد محمد رضا سعيدي خراساني: پسران من همگي اهل علم و تبليغ براي خداشويد. دختران من به شوهر اهل علم و تبليغ همسر شويد. در زندگي باهم متحد باشيد و براي دنيا با […]
سال نمای زندگی آیت الله شهید سید محمد رضا سعیدی ۱۳۰۸؛ (۲ اردیبهشت) ولادت در نوقان مشهد ۱۳۳۰؛ هجرت از مشهد به قم برای ادامه تحصیل علوم دینی ۱۳۳۹؛ مسافرت تبلیغی به خوزستان و انتقاد از رژیم پهلوی و دستگیری […]
بسم رب الشهدا والصدیقین دل نوشته ای به رسم وصیت نامه… خدایا ما با تو پیمان بسته بودیم که تا پایان راه برویم و برپیمان خویش استوار مانده ایم . خدایا! های و هوی بهشت را می بینم ، چه […]
کتاب دیالمه نویسنده: محمد مهدی خالقی و مریم قربان زاده ناشر: دفتر نشر معارف (نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها) نوبت چاپ: سوم- ۱۳۹۶ تعداد صفحات: ۲۲۰ صفحه- مصور کتاب حاضر به بررسی زندگی سراسر شور و مبارزه […]
حسین در انجام کارهای شخصی اش اجازه نمی داد کسی کمکش کند و با همان یک دست تمام کارهای شخصی اش را انجام می داد. در بحبوحه عملیات کربلای ۵، میرزا حسین بنی صادقیان که پدر دو شهید هم بود، […]
روزها بازار تهران کار میکردم و شبها خانه برادرم محمد تقی میخوابیدم تا اینکه بعد از مدتی به اصرار مرتضی شبها به خانه او می رفتم. یک روز به من گفت: محمد باقر! تو که چای خوری! صبح ها چایی […]
هفدهم اسفند بود. چهار شب بعد از عروسی. نیمه های شب دیدم حسین در اتاق نیست. از اتاق بیرون رفتم. زمستان بود و دانه های برف آهسته بر روی زمین می ریخت. آهسته تر از او، صدای الله اکبر حسین […]
سال نمای زندگی شهید عبد الحمید دیالمه نماینده مجلس شورای اسلامی ۱۳۳۳؛ (۴ اردیبهشت) ولادت در تهران ۱۳۵۲؛ اخذ مدرک دیپلم در رشته طبیعی ۱۳۵۲؛ شرکت در کنکور و قبولی در رشته پزشکی دانشگاه مشهد با رتبه ۲۳۶٫ ۱۳۵۲؛ منع […]
رضا در مصرف بیت المال بسیار حساس بود. بعضی وقتها که با ماشین سپاه به شهر میآمد و چند روز در خانه می ماند، اگر میخواست به پادگان یا سپاه برود، با ماشین سپاه می رفت ؛ ولی وقتی قرار […]
جلال را وقتی دیدمش خیلی ناراحت بود. می گفت: دیروز غیبت یکی از دوستانم را کردم. شب در عالم رویا دیدم که گوشت ها او را در دیگی گذاشته ام و روی اجاقی می پزم. پس از آماده شدن با […]
عماد قبلا خیلی کم خانه می آمد. بیشتر در حال کار بود. حالا هم بعضی وقت ها هفتهها میگذشت و نمی دیدیمش. دیگر صبرم سر آمده بود. شکایتم را پیش خودش بردم. لبخندی زد و گفت: پس چه کسی برای […]
پدر ولی الله چهار تا پسرانش جبهه بودند. هر وقت نگاهش می کردم، غمی پنهان در چهره اش می دیدم. یک بار گله کرد. گفت: لا اقل یکی یکی جبهه بروید که خانه این قدر سوت و کور نباشد. ولی […]