برش هاجمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴

بر اساس نام اشخاص

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

شروع زندگی مشترک شهید علی تجلایی

قرار شده بود زندگی مشترک مان را در خانه پدر علی آقا شروع کنیم. مادر علی آقا اصرار بر  مراسم عروسی داشت؛ اما ما تصمیم گرفته بودیم برویم قم و برگردیم و زندگی مان را شروع کنیم. خیلی ساده و […]

ایثار اقتصادی شهید سید مجتبی هاشمی

سید از همه چیزش در راه انقلاب گذشت. خانه ای داشتیم به وسعت هزار متر مربع، با چندین واحد مسکونی دیگر. همه را فروخت و پول آن را خرج جبهه کرد و کوچک ترین چشم داشتی هم از کسی نداشت. […]

خواب راحت شهید مهدی زین الدین

سه روز بود که مهدی چشم روی چشم نگذاشته بود. همان طور که بی سیم در دستش بود، خوابش گرفت.  اسماعیل صادقی گفت: صدای بی سیم را کم کن و آرام صحبت کن تا آقا مهدی قایقی بخوابد. یک ربع […]

تعجب شدید شهید حسین خرازی از بی حجابی های تهران

به همراه حسین برای شرکت در جلسه ستاد مشترک سپاه به تهران آمده بودیم. مسیرمان خورد پشت چراغ قرمز چهارراه ولیعصر (عج). حسین اطراف را نگاه می کرد. از دیدن  زنهای بدحجاب در خیابان نزدیک بود شاخ در بیاورد.  کارد […]

یتیم دوستی شهید مصطفی چمران

مصطفی به بچه های شیعه عشق می ورزید. بچه ها هم دوستش داشتند. شاید اندازه پدر نداشته شان. یک بار رفتیم حومه بیروت محل نگهداری اطفال یتیم. بچه ها مصطفی را که دیدند، از اتاق ها بیرون دویده، از سر […]

التماس کتک شهید مهدی کازرونی

گروهک ها در شکنجه کردن خیلی بی رحم بودند.  شهید مهدی کازرونی شب ها می آمد  و بچه‌ها را قسم می‌داد که من را کتک بزنید.  وقتی حسابی کتک می خورد بلند می شد و می گفت: خدایا شکر که […]

شهید علی ماهانی و میل به هندوانه

مدتی در جزیره مینو مستقر بودیم.  شهید علی آقا ماهانی کنار  نهر، کلاس درس قرآن گذاشته بود. قرار شد ما هم بعد از رساندن  اسلحه و مهمات به اروند خودمان را به جمع برسانیم. وقتی برگشتیم آخر کلاس بود و […]