ارادات شهید جعفر احمدی میانجی به امام زمان (عج)
جعفر انسی ویژه با امام زمان داشت. مواقعی هم که با همدیگر می رفتیم جمکران، سرش را روی شیشه اتوبوس می گذاشت و در خودش بود. شبی در حسینیه مراغه بودیم. بودیم حال حعفر منقلب بود. بعدها برایم گفت که […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
جعفر انسی ویژه با امام زمان داشت. مواقعی هم که با همدیگر می رفتیم جمکران، سرش را روی شیشه اتوبوس می گذاشت و در خودش بود. شبی در حسینیه مراغه بودیم. بودیم حال حعفر منقلب بود. بعدها برایم گفت که […]
حمید نسبت به رعایت حق الناس خیلی حساس بود. کتابی را که نخریده بود یا اجازه اختصاصی برای خواندنش نداشت، نمی خواند. برش یک: وقتی می رفتیم گلزار شهدا، فروشگاه محصولات فرهنگی اش را هم می رفتیم. تازه عقد کرده […]
سال نمای زندگی شهید حسین علی نوری فرمانده واحد اطلاعات و عملیات لشگر ویژه شهدا ۱۳۴۲؛ (۹ آبان) ولادت در روستای داقداق آباد کبودر آهنگ همدان. ۱۳۴۹؛ ورود به دوره ابتدایی. ۱۳۵۵؛ ترک تحصیل به خاطر مشکلات مالی خانواده. ۱۳۵۹؛ […]
سال نمای زندگی شهید طیب (میر طاهری) معروف به حاج رضایی ۱۲۸۰؛ ولادت در محله صابون پز خانه تهران. ۱۲۹۳؛ ورود به مدرسه نظام پس از طی کردن دوره ابتدایی و انصراف از تحصیل قبل از گرفتن دیپلم به علت […]
گروهی به جبهه آمده بودند که نشانی از رزمندگی نداشتند. نه نماز می خواندند و نه در مراسمات شرکت می کردند. حس کار فرهنگی مان گل کرده بود. یکی از آنها را که عاقل تر و مظلوم تر بود، آوردیم […]
وصیت نامه شهید سید حسن ایزدهی بسم الله الرحمن الرحیم و ایاک نستعین وانه خیر ناصر ومعین ((من المومنین رجال صدقوا اما عاهد و علیه فمنهم قضی نحبه و منهم من منتظر و ما بدلوا تبدیلا)) برخی از مومنان مردانی […]
نماز و دعایی می می خواند دیدنی بود. از اعماق وجودش بود. فقط دوست داشتی گوشه ای بنشینی و نماز خواندنش را تماشا کنی. گاه یپیش می آمد که دعای توسل یا کمیل را خودش می خوان. عجب شور و […]
مرتضی تازه هجده سالش شده بود. البته معمم هم بود. رفته بود فریمان دیداری تازه کند. در همان ایام در کلات حاجی رستم استوار یکْ پاسگاه مسئله ناموسی ایجاد کرده بود. عده ای داشتند می رفتند تا تذکرش دهند. مرتضی […]
دعوت بودیم عروسی برادر شهید حامد سرهنگ. علی اکبر آمد دنبالم. ماشین رنو داشت اما با یک دست رانندگی می کرد، آن هم در کوچه های باریک. تعجب کردم. می گفت: باید خودم را برای همه شرایط آماده کنم. آمدیم […]
سال نمای زندگی شهید محمد علی رجایی دومین رئیس جمهوری اسلامی ایران ۱۳۱۲؛ (۲۵ خرداد) ولادت در قزوین ۱۳۱۶؛ وفات پدر در چهار سالگی ۱۳۱۹؛ ورود به دبستان ۱۳۲۵؛ اتمام کلاس ششم ابتدایی در قزوین ۱۳۲۶؛ انتقال به تهران برای […]
در ایام بعد از قبول قطع نامه در جنوب مستقر بودیم. یکی از نیروها آمده پیش سید احمد. سید وقتی دید پوتینش پاره است. پوتینش را در آورد و به او داد. رزمنده زیر بار نمی رفت و احمد اصرار […]
سرلشکر ناجی فرمانده پادگان بود. وقتی فهمید که سیصد نفر از بچه ها سحری خورده اند که روزه بگیرند، کفری شده بود. صبح همه را در حیاط پادگان جمع کرد و دستور داد همه آب بخورند. می خواست روزه همه […]