درگیری شهید مصطفی ردانی پور با سرکرده اشرار
سپاه یاسوج بودیم. یکی از خان های منطقه اهالی روستا را تحت فشار می گذاشت و اذیت می کرد. رفتیم دنبالش، با تفنگ چی هایش فرار کرده بود کوه. وقتی رسیدیم، شب بود. در روستا ماندیم. صبح اثری از مصطفی […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
سپاه یاسوج بودیم. یکی از خان های منطقه اهالی روستا را تحت فشار می گذاشت و اذیت می کرد. رفتیم دنبالش، با تفنگ چی هایش فرار کرده بود کوه. وقتی رسیدیم، شب بود. در روستا ماندیم. صبح اثری از مصطفی […]
خبر بدی بود. ضد انقلاب به روستایی حمله کرده و پزشک جهاد را شهید کرده بودند. مصطفی لباس رزم پوشید و حمایل بست و به همراه پیش مرگان کرد، راهی منطقه شد. کردها از شجاعت یک آخوندِ با عمامه، خیلی […]
معلم جدید بی حجاب بود. مصطفی تا دید سرش را انداخت پایین. برجا ! بچه ها نشستند. هنوز سرش را بالا نیاورده بود، دست به سینه محکم چسبیده بود به نیمکت. خانم معلم آمد سراغش. دستش را انداخت زیر چانه […]
یک گوشه ی هنرستان کتاب خانه راه انداخته بود؛ کتاب خانه که نه ! یک جایی که بشود کتاب رد و بدل کرد، بیش تر هم کتاب های انقلابی و مذهبی. بعد هم نماز جماعت راه انداخت، گاهی هم بین […]
مراحل شناسائی عملیات ثامن الائمه بود. یک شب مصطفی گفت: من میروم برای بچه های منطقه کُفیشه دعا بخوانم. صبح رفتم دنبالش. بچه های این منطقه صفر کیلومتر بودند و مصطفی را نمی شناختند. پرسیدم: آن آقایی که دیشب برایتان […]
مصطفی خیلی دوست داشت در عملیات ثامن الأئمه شهید شود. قبل از عملیات غسل شهادت کرده و وصیت نموده بود. لباس سپاهش، تمیز و اتو کرده بود و پیشانی بند “یا حسین (ع)” بسته بود. شب عملیات دنبال مسواکش می […]
کتاب مصطفی؛ زندگی نامه و خاطرات شهید حجت الاسلام و المسلمین مصطفی ردانی پور نویسنده و ناشر: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تاریخ چاپ: ششم- (اول ناشر) ۱۳۹۴ تعداد صفحات: ۲۱۶ صفحه، مصور کتاب مصطفی به بررسی زندگی شهید مصطفی […]
کتاب یادگاران، جلد هشت؛ کتاب ردانی پور نویسنده: نفیسه ثبات ناشر: روایت فتح تاریخ چاپ: چهارم- ۱۳۸۹ تعداد صفحات: ۱۰۵ صفحه این کتاب هشتمین جلد از مجموعه یادگاران است که به بررسی خاطرات شهدا در ۱۰۰ برش می پردازد. با […]
۱۳۳۷ ؛ (اول فروردین) تولد در شهر اصفهان ۱۳۳۸ ؛ مرگ و حیات دوباره. ۱۳۵۰ ؛ پایان دوران شش ساله دبستان ۱۳۵۱ ؛ ورود و توقف یک ساله در هنرستان ۱۳۵۲ ؛ ورود به حوزه علمیه اصفهان و مدرسه علمیه […]
شهید مصطفی ردانی پور از بس عاشق حضرت زهرا (س) بود که می خواست با یکی از سادات ازدواج کند تا محرم حضرتش شود. کارت های دعوت عروسی اش را آماده کرده بود. اول از همه اهل بیت (ع) را […]
مرحله اول این طرح با موضوع “سیره شهید ردانی پور” اجرا شد که محتوای آن در قالب فایل متنی word به صورت موضوع بندی شده تقدیم می گردد.