برش هاجمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵

منظم؛ بدون رودربایستی! خاطره ای از شهید محمود کاوه

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

هر کس دیر می‌کرد بیاید جلسه‌ای که مثلاً ساعت هشت قرارش را گذاشته بود، محمود می‌گفت «حق نداری پات را بگذاری توی جلسه. همان پشت در بایست کارت دارم». نمی‌گذاشت بیاید توی اتاق.

جلسه که تمام می‌شد می‌رفت با طرف حرف می‌زد. هر کی هم بود، بود. فرمانده گردان یا گروهان یا دسته فرقی براش نداشت. می‌گفت «تا حالا شده دشمن بیاید ده دقیقه فرصت بدهد مسلح بشوی بروی طرفش شلیک کنی؟»

https://www.rahianenoor.com/images/docs/000015/015119/images/--.jpg

می‌گفت: «ساعت که خیلی زیاد است. دقیقه هم همین‌طور، شما باید حساب ثانیه‌ها را داشته باشید.»

می‌گفت: «ما نیروی ضربتی هستیم. اولین اشتباهمان آخرین اشتباه است

کاری می‌کرد که طرف چاره‌ای نداشت جز این که معذرت بخواهد. یا حتی حلال‌بودی بطلبد. می‌گفت «به‌شرط این که بار آخرت باشد.»

راوی: شمس علی شعبانیان

کتاب ردخون روی برف؛ یا توی برف بزرگ شود دخترم، کتاب محمود کاوه، نوشته فرهاد خضری، ناشر: روایت فتح. نوبت چاپ: ششم، ۱۳۹۱. صفحه ۲۴۱.

به این پست امتیاز دهید.
حتما بخوانید:  زندگی نامه شهید حسین قجه ای

مطالب زیر رو هم از دست ندید…

نظرات و ارسال نظر