برش هاشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

شهید میثمی

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

https://cdn.ilna.ir/servev2/sDwQdwzfNOVc/RL54z_netUE,/CYMERA_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B8%DB%B0%DB%B2.jpg رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست و امت یتیمش را تنها گذاشت.

عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا

 

کارهایی که شهید عبد الله میثمی در وصیت نامه اش از آنها ابراز پشیمانی کرده است ۱

فرازی از وصیت نامه شهید عبد الله میثمی (۳) آنچه در دوران زندگيم بيش از همه چيز مرا رنج داد و باعث خون دل خوردن من شد، اخلاص نداشتنم بود و الان نمي دانم در مقابل خداي بزرگ چه عملي […]

وصیت نامه شهید عبد الله میثمی

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي اشرف الانبياء والمرسلين ابي القاسم محمد صلي الله عليه و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين. و اما بعد از حمد خداي تبارك و تعالي و درود به پيغمبر […]

معرفی و بررسی کتاب عبد الله درباره شهید عبد الله میثمی

کتاب عبد الله نویسنده: سید علی بنی لوحی ناشر: انتشارات راه بهشت تاریخ چاپ: دوازدهم- پائیز ۹۱ تعداد صفحات: ۱۷۰   این کتاب که در قطعی نزدیک به جیبی (۱۴*۱۴) منتشر شده است، حاوی خاطراتی از همسر و هم رزمان […]

نماز شب در سیره شهید عبد الله میثمی

بند هفت زندان قصر بود با سه سال سابقه. برای خودش سابقه داری بود. تازه واردها شبها روی زمین می خوابیدند و قدیمی ها روی تخت. عبد الله تخت طبقه سوم بود. روزها همان بالا می نشست و کتاب می […]

هیئت داری شهید عبد الله میثمی

عبد الله هیئتی راه انداخته بود با نام «رقیه خاتون» (سلام الله علیها). هر کس واردش می شد، برای ادامه حضور، باید دفعه بعد یک نفر را با خودش می آورد. صندوق قرض الحسنه ای هم راه انداخته بود. هر […]

دعای کمیل شهید عبد الله میثمی

با یک کمونیست بد عنق هم سلولیش کردند. وقتی آب یا غذا می آوردند، هم سلولیش اول می خورد تا عبد الله نتواند بخورد. نماز و قرآن خواندنش را هم به تمسخر می گرفت. شب جمعه بود. دلش خیلی گرفته […]

نهی از منکر به روش شهید عبد الله میثمی

عبد الله باز هم انگشترش را بخشیده بود. گفتم: این بار به چه کسی بخشیدی اش؟ گفت: جوانی انگشتر طلا دستش بود و از حرام بودنش اطلاعی نداشت. انگشترش را از دستش در آوردم و انگشتر خودم را به دستش […]

صفحه 3 از 4 قبلی 1234 بعدی