ولایت مداری در سیره شهید زنگی آبادی
تازه بچه دار شده بود،گفتم : حاج یونس دلت براي بچه ات تنگ نشده؟ جبهه و جنگ بس نيست. لبخند زد و گفت : اگر صد تا بچه داشته باشم و روزي صد مرتبه هم خبر بياورند، بچه ات را […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
تازه بچه دار شده بود،گفتم : حاج یونس دلت براي بچه ات تنگ نشده؟ جبهه و جنگ بس نيست. لبخند زد و گفت : اگر صد تا بچه داشته باشم و روزي صد مرتبه هم خبر بياورند، بچه ات را […]
سال نمای زندگی شهید علی ماهانی ۱۳۳۶؛ (مهر) ولادت در کرمان ۱۳۵۵؛ اخذ مدرک دیپلم در رشته برق ۱۳۵۶؛ اعزام برای خدمت در ارتش برای مبارزه با رژیم از درون ارتش ۱۳۵۷؛ دستگیری در پادگان کازرون به جرم پخش اعلامیه […]
به غير از آب قمقمه، آب ديگري نداشتيم. حاج یونس دستور داد هر كس آب دارد بدهد به اسيرهايي كه از دي شب در محاصره بودند. حدود ۳۶۰ نفر می شدندکه از داخل گِل ها مي آمدند و اسلحه شان […]
با حاج یونس رفته بودیم مهمانی. گفت: اينها خمس نمي دهند ، آنجا چيزي نخوريد كه روي بچه اثر مي گذارد. هر چه آوردند نخوردم و گفتم كه دندانم درد مي كند. ولي چاي را مجبور شدم بخورم. بيرون كه […]
کتاب پا برهنه در وادی مقدس زندگی نامه و خاطرات شهید سید حمید میر افضلی نویسنده و ناشر: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی نوبت چاپ: اول- ۱۳۹۳ تعداد صفحات: ۱۶۰ صفحه، مصور این کتاب، به شرح خاطرات شهید سید غلام […]
حاج یونس با شهيد حاج قاسم مير حسيني رفته بود حج.تمام سوغاتي شان را از قم خريده بودند. مي گفتند:اين پول ، ارز كشور ماست بايد آن را به داخل برگردانيم . مثل مالك، چاپ اول ،۱۳۸۵،چاپ الهادي صفحه ۳۸٫
کتاب مثل مالک باز نویسی خاطرات: احمد ایزدی نشر: معاونت پژوهش بنیاد شهید استان کرمان نوبت چاپ: اول- ۱۳۸۵ قطع: خشتی، شومیز، مصور، رنگی تعداد صفحات: ۸۴ صفحه این کتاب، از جلد اول از مجموعه فانوس، شامل برش هایی کوتاه […]
برش يك: دود باروت صورتش را سياه كرده بود. گوشه چادر نشست و با خاك زير سرش را بلند كرد. گفت: با اجازه من ده دقيقه مي خوابم. سر ده دقيقه بيدار شد. با تعجب گفتم: حاجي خوابت همين بود؟ […]