دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
آن روز که با بچههای بسیج محلشان رفتیم پادگان، محمودرضا اسلحه ام ۱۶ و کلاشنیکف را تدریس کرد. -بعد از کلاس از من پرسید: «تدریسم چطور بود؟» -گفتم: «خیلی تیق زدی روان صحبت نمیکنی.» -گفت: «باورت میشود من تا حالا […]
































