برش هاپنج شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴

برش ها

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

مجازات قضا شدن نماز در سیره شهید حسن باقری

حسن در ایلام سرباز كه‌ بود، دو ماه‌ صبح‌ها تا ظهر آب‌ نمي‌خورد. نماز نخوانده‌ هم‌نمي‌خوابيد. مي‌خواست‌ يادش‌ نرود كه‌ دو ماه‌ پيش‌ يك‌ شب‌ نمازش‌قضا شده‌ بود.  کتاب یادگاران جلد ۴؛ فرزانه مردی، نشر روایت فتح، چاپ پنجم ۱۳۸۹؛ خاطره […]

آداب نشستن در جمع در سیره رسول خدا (ص)

برش ششم از سیره رسول خدا (ص) با موضوع آداب نشستن در جمع: در جمع خيلي خودماني بود به طوري كه اگر در جمعي بود، شخص غريب نمي دانست كه پيامبر كدام يك از آنهاست. هنگام ورود به مجلس در […]

نماز اول وقت در سیره شهید حسن باقری

سوار بليزر بوديم‌. مي‌رفتيم‌ خط‌. عراقي‌ها همه‌ جا را مي‌كوبيدند. حسن صداي‌ اذان‌ را كه‌ شنيد گفت‌ «نگه‌دار نماز بخوانيم‌.» گفتيم‌: «توپ‌ و خمپاره‌ می آید، خطر دارد.» گفت‌ «كسي‌ كه‌ جبهه‌ می آید، نماز اول‌ وقت‌ را نبايد ترك‌ […]

برشی از سیره هنری شهید حسن باقری

تركش‌ها كه‌ به‌ آب‌ مي‌خورد، ماهي‌ها مي‌آمدند بالا. تقريباً هر روز بساط‌ ماهي‌كباب‌ به‌ راه‌ بود. ماهي‌ درشتي‌ از سقف‌ سنگر آويزان‌ بود. بوي‌ ماهي‌ كه‌ به‌ مشام گربه‌ خورد، روي‌ دو تا پا بلند شد. بدنش‌ را حسابي‌كش‌ داده‌ […]

دید و بازدید در سیره رسول خدا (ص)

برش پنجم از سیره رسول خدا (ص) با موضوع دید و بازدید: اگر يكي از يارانش را سه روز نمي ديد، از حالش جويا مي شد؛ اگر مسافر بود دعايش مي كرد و اگر مريض بود عيادتش مي كرد. مي […]

تهیه مسکن مهر به روش شهید حسن باقری

حسن كلاس‌ هشتم‌ بود. سال‌ چهل‌ و هشت‌، چهل‌ و نه‌. فاميل‌ دورشان‌ باچند تا بچه‌ي‌ قد و نيم‌قد از عراق‌ آواره‌ شده‌ بود. هيچي‌ نداشتند؛ نه‌جايي‌، نه‌ پولي‌. هفت‌ هشت‌ ماه‌ پي‌ِ صندوق‌دار مسجد لُرزاده‌ شده‌بود. مي‌گفت‌ «بابا يه‌ […]

مردمی بودن در سیره شهید میثمی

رفته بودیم بازدید مناطق جنگی. میثمی هم آمده بود برخی قسمت ها را نشان مان می داد. خواستیم برگردیم مقر.  میثمی گفت: فعلا کار دارم، شما بروید. در مسیر دیدمش. پشت ماشینی که رزمنده ها را می برد، سوار شده […]

صفحه 4 از 5 قبلی 12345 بعدی