برش هاچهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴

سیره مدیریتی شهدا

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

شهید مهدی باکری؛ شهردار شب گرد

مهدی شهردار ارومیه بود و من معاونش. بعضی شب ها به منزل نمی آمد و هر چه می گفتم کجا بودی، چیزی نمی گفت. یک شب باران تندی می بارید. مهدی بلند شد برود، گفتم : کجا؟ گفت: جای بدی […]

جلوه ای از شجاعت شهید رضا چراغی

در مرحله اول عملیات فتح المبین نیروهای شهید رضا چراغی به محاصره تانک‌های دشمن در می آیند. رضا به اصرار نیروها را به عقب برمی گرداند و خودش با آر پی جی و بقیه سلاح‌ها شلیک می‌کرد تا حواس عراقی […]

ترس از مرگ در قاموش شهید عماد مغنیه

یک بار از عماد پرسیدم: با این اوضاع که خیلی ها دنبال سرت هستند از مرگ نمی ترسی؟ با همان  آرامش همیشگی جواب داد:  به نظرم، این که از بچه‌ها بخواهم در عملیات ها با مرگ بازی کنند و خودم […]

سبک مسجد داری شهید فضل الله محلاتی

فضل الله با شهید سید مصطفی خمینی رفیق گرما به و گلستان بودند. وقتی آمدیم تهران، آقا مصطفی آمد دورا دور خانه ما را اجاره کردند. برای همین با آقا مصطفی این طوری خانه یکی شدیم. با همدیگر می رفتند […]

کمک به دیگران در سیره شهید جلال افشار

نزدیک ظهر بود. تریلی های مهمات از راه رسیدند. هر چه گشتم، کسی را برای تخلیه آنها نیافتم. به ناچار در کلاس عقیدتی جلال رفته و موضوع را مطرح کردم. جلال مسئله را با شاگردانش مطرح کرد . کلا س […]

راه اندازی تظاهرات نوجوانان در سیره شهید عبد الحسین خبری

حسین ۱۲ ساله که بود مبتکر راهپیمایی‌های کودکان و نوجوانان محل علیه رژیم پهلوی بود. خودش برنامه ریزی و مدیریت می کرد. بلندگو که نداشتیم. تعدادی قیف بزرگ مخصوص نفت پیدا می‌کردیم  و شعار گویان  از حسینیه ابوالفضل علیه السلام […]

اصول فرماندهی به سبک شهید حسن باقری

حسن خودش‌ رفته‌ بود سركشي‌ خط‌. دید که خاك‌ريز بالا نيامده‌، لودر پنچر شده‌بود. سراغ‌ فرمان‌ده‌ گردان‌ را هم‌ از ستاد لشكر گرفت‌. خواب‌ بود. خیلی ناراحت بود. می گفت: يعني‌ چه كه‌ فرمان‌ده‌ گردان‌ هفت‌ كيلومتر عقب‌تر از نيروهایش […]

صفحه 6 از 11»... قبلی 234567891011 بعدی