عشق و ارادت شهید مجید قربان خانی به حضرت زینب (س)
قرار بود نیروها سه نصف شب سوار تویوتا به منطقه عملیات در نزدیکی خان طومان اعزام شوند. مرتضی کریمی گردانش را با «لبیک یا زینب س» حرکت داد. حاج مهدی کنار دیوار ایستاده بود و نیروها را وارد خط می […]
سیره شهدا
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴
فکر حلال؛ خاطره ای از شهید غلامعلی پیچک
سیره شهدا
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
دستور حاج قاسم؛ خاطره ای از شهید بیضائی
سیره شهدا
شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴
روایتی از شهادت شهید احمد کشوری
سیره شهدا
شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴
معلم خصوصی! خاطره ای از شهید شهریاری
سیره شهدا
چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴
سجده بر آمریکا؛ کلامی از شهید علی چیت سازیان
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
تا سیسال! خاطره ای از شهید مطهری
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
طبیب الهی! خاطره ای از شهید دکتر پاک نژاد
سیره شهدا
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
عجب فرماندهی! خاطره ای از شهید مهدی زین الدین
سیره شهدا
جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴
ازدواج با مردی که هیچ گاه نبود!
سیره شهدا
جمعه ۹ آبان ۱۴۰۴
حجاب خواهران شهدا؛ خاطره ای از شهید حسین علی نوری
رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست
و امت یتیمش را تنها گذاشت.
عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا
قرار بود نیروها سه نصف شب سوار تویوتا به منطقه عملیات در نزدیکی خان طومان اعزام شوند. مرتضی کریمی گردانش را با «لبیک یا زینب س» حرکت داد. حاج مهدی کنار دیوار ایستاده بود و نیروها را وارد خط می […]
سید مجتبی فرماند قلب ها بود. موقع ناهار که می شد خودش سفره را برای کادر گروهانش پهن می کرد. شب ها هم که برای آموزش غواصی به آب می زدیم، مثل پروانه دورمان می گشت. اول از همه خودش […]
محمد نسبت به پدر و مادرش کمال محبت و احترام را داشت. وقتی پدرش از دنیا رفته بود، خیلی گریه می کرد. می گفت: من رفیقم را از دست داده ام. برش اول: وقتی فرمانده سپاه ماهان بود، مادرش بیمار […]
در گرماگرم عملیات کربلای چهار، در ساحل ام الرصاص مجروح افتاده بودم. از شدت آتش دشمن، هیچ قایق خودی نمی توانست بیاید این طرف رود. ناگهان دیدم قایقی از راه رسید و چند نفر لباس خاک یو پیشانی بند بسته […]
علی عادت نداشت بدون ما چیزی بخورد. اگر بیرون چیزی می خورد، باید همه مان را می برد و از همان غذا به ما می داد و یا می گرفت و می آورد خانه. یک بار قرار بود دنبال خانه […]
عبد الله سال ۶۲ در عملیات خیبر شهید شده بود و حالا بعد از ۱۳ سال تفحص شده بود. همهمه ای بین نیروهای تفحص افتاده بود. رفتم معراج شهیدا. بدن عبد الله را روی پارچه سفیدی روی زمین پهن کرده […]
احمد رضا هم یک امدادگر بود و هم نیروی رزمی. حضورش در خط مقدم به عنوان نیروی اطلاعات و عملیات به امدادگری اش می چربیده. گاه چند روز ناپدید می شد و بعد از چند روز بر می گشت که […]
بسم الله الرحمن الرحیم « و قاتلو افی سبیل االله الذین یقاتلو نکم و لا تعته و ان الله لا یحب المعتدین» در راه خدا با آنان که با شما به جنگ برخیزند، جهادکنید و لیکن ستمکار نباشید که خداستمکاران […]
مهدی از پرکار ترین غواص های عملیات والفجر هشت بود. با اینکه مأموریتش هدایت نیروها در شکستن خط بود، بعد از شکسته شدن خط، جهت هدایت نیروها و امکانات به خط اولیه تلاش می کرد و هر کاری از دستش […]
بسم الله الرحمن الرحیم. با یقین و اعتقاد کامل به یگانگی خداوند تبارک و تعالی و نبوت حضرت رسول اکرم (ص) و امامت معصومین از امیرالمؤمنین علی (ع) تا حضرت بقیه الله و ادامه آن ولایت فقیه که در عصر […]
محمود به شدت از چهره شدن فرار می کرد و مدام در پی گمنامی بود. برش اول: وقتی که فرمانده دسته بود یا آن زمان که پیک فرماده تیپ شهید سلیمانی بود، وقتی مرخصی می آمد، خانواده می پرسیدند: در […]
وقتی در بیمارستان به دنیا آمد، تقویم را که نگاه کردیم، روز شهادت امام هادی (ع) بود. اسمش را گذاشتیم محمد هادی. بعدها خودش هم عاشق امام هادی شد تا جایی که در راه دفاع از حرم آن بزرگوار در […]