برش هاشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

بر اساس سن خاطرات

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

https://cdn.ilna.ir/servev2/sDwQdwzfNOVc/RL54z_netUE,/CYMERA_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B8%DB%B0%DB%B2.jpg رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست و امت یتیمش را تنها گذاشت.

عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا

 

رهایی شهید محمد علی رهنمون از بند عنوان

تا شروع عملیات چیزی نمانده بود. داخل محوطه‌ی بیمارستان صحرایی، برای خودم می‌پلکیدم که دکتر رهنمون با یک پارچ آب از جلوم رد شد. چشم‌هایش سرخ سرخ بود. به نظرم دو سه شبی بود که چشم روی هم نگذاشته بود. […]

شهید مهدی زین الدین ؛ اسوه وحدت

فرمانده تیپ شده بود. تیپی که نیروهایش از  چند شهرستان با سلیقه های مختلف گرد هم جمع شده بودند و طبعا فرماندهی بر آنها کار آسانی نبود؛ اما مهدی که آمد آن قدر خوب بود که زود دل همیشه نشست. […]

عزت نفس در کلام شهید عبد الله میثمی

بهترین کسی که ما باید از او حساب ببریم و آبروی مان را پیش او حفظ کنیم خودمان هستیم. اگر آبروی مان پیش خودمان از بین برود، پیش همه از بین رفته است. انسانی که خودش را پایین می گیرد […]

مجازات استفاده از کلمه مرسی در سیره حاج احمد متوسلیان

مریوان که بودیم حاج احمد، همه را راه مي‌انداخت؛ هرکس با سلاح سازماني خودش. از کوه مي‌رفتيم بالا. بعد بايد از آن بالا روي برف ها سر مي‌خورديم می آمدیم پايين. اين آموزش مان بود. پايين که مي‌رسيديم، خرما گرفته […]

جایگاه نهج البلاغه در سیره جهادی شهید سید حسین علم الهدی

آمدیم  هویزه. حسین گفت: همین امشب باید مسئولیت تک‌تک ما را که در اینجا حاضر هستیم مشخص کنیم. گفتم: حالا چه عجله ای برای تقسیم مسئولیت؟! فعلاً اولویت ما این است که سریع بچه‌ها را جمع و جور کنیم و […]

فرار از کاغذ بازی اداری در سیره شهید مصطفی احمدی روشن

یکی از ارگانهای نظامی دنبال نیروهای فنی مهندسی بود. روی سوخت موشک کار می‌کردند. مصطفی داوطلب شد. بعضی از نیروهای شان تخصص نداشتند و از روش‌های غیر علمی استفاده می کردند. مصطفی با آنها بحث می کرد. کوتاه نمی‌آمد. رئیس […]

عشق حسینی در یادداشت های شهید سید محمد شکری

از یادداشت های شهید سید محمد شکری  در روز پنجشنبه ۱۲ تیر  ۱۳۶۵ نهایتا من و ابراهیم خلج در فاصله بین خاکریز و جاده که مقداری گود و فرورفته بود، استراحت کردیم. بعداً فهمیدیم که آن جاده همان جاده کربلاست […]

صفحه 66 از 90»...405060 قبلی 62636465666768697071 بعدی 8090...«