برش هاشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

بر اساس سن خاطرات

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

https://cdn.ilna.ir/servev2/sDwQdwzfNOVc/RL54z_netUE,/CYMERA_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6%DB%B0%DB%B3%DB%B1%DB%B6_%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B8%DB%B0%DB%B2.jpg رهبر شهیدان و شهید رهبران در معیت فرماندهان و کارگزارانش در ماه رمضان به امام رمضان پیوست و امت یتیمش را تنها گذاشت.

عاش مظلوما عزیزا و مات مقتولا شهیدا

 

وصیت نامه شهید ولی الله چراغچی

 بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد واله وسلم تسلیما. و درود خدا بر تمامی تلاشگران حق علیه باطل و بر امام عزیزم که مارا آگاهی بخشید و در هر فرصت به پاک کردن زنگار منیّت­ ها پرداخت […]

وصیت نامه شهید مصطفی کلهری

خدمت شما نور چشم‌های خودم سلام علیکم. می‌بخشید از این که آخرین سلام خود را از راه دور به شما [عرض]می‌کنم، چون دیگر به دست بوسی شما نمی‌آیم. ان شاءالله که خدا توفیق شهادت نصیب من کند. خدایا! توبه مرا […]

انس شهید مهدی باکری با اذکار و ادعیه

آقا مهدی انس عجیبی با دعا و اذکار داشت. برش اول: ۲۴ اسفند بود بود و قرار بود فردا به طرف اتوبان العماره بصره حرکت کنیم و در مسیر پلی را تصرف کرده و منفجرش کنیم. مهدی داشت پیش از […]

جلوه های معنوی زندگی شهید محمد ابراهیم همت

مهریه ازدواج همسر ابراهیم یک جلد قرآن، یک جلد نهج البلاغه و ۲۷ تومان پول بود. بعد از مراسم عقد آمدند خانه ما. چه آمدنی. داخل اتاق نشسته بودند. ساعت یازده شب بود. صدای گریه ابراهیم بلند شد. طاقت نیاوردم […]

همدلی با نیروها در سیره شهید محمود پایدار

محمود فرمانده گردانی بود که با نیروهایش همدل بود. حتی وقتی که دور از آنها بود؛ اما نمی توانست از فکرشان خارج شود. یک بار با عده ای از رزمندگان رفته بود کامیاران. موقع ناهار به رستورانی می روند. همراهان […]

وصیت نامه شهید مرحمت بالا زاده

به نام خداوند بخشنده مهربان  از اینجا وصیت نامه ام را شروع می‌کنم. با سلام بی کران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و با سلام بی کران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام […]

رسیدگی به مادر در سیره شهید محمد گرامی

محمد نسبت به پدر و مادرش کمال محبت و احترام را داشت. وقتی پدرش از دنیا رفته بود، خیلی گریه می کرد. می گفت: من رفیقم را از دست داده ام. برش اول: وقتی فرمانده سپاه ماهان بود، مادرش بیمار […]

صفحه 20 از 90»...10 قبلی 16171819202122232425 بعدی 304050...«