برش هایکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

کتاب خط عاشقی 1

کلام شهیدان: امام خمینی (ره): ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان مان فاصله طولانی را باید بپیمائیم و در گذر زمان و آیندگان آن را جستجو نمائیم.

صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها

http://www.negarkhaneh.ir/UserGallery/2015/3/rahesorkh-ir_01005330.png

خاطرات ارادات شهدا به حضرت زهرا (سلام الله علیها) را در اینجا مشاهده بفرمایید.

راهکار شهید جعفر لاله برای شهادت

با هم قرار گذاشته بودیم، هر کس شهید شد، از آن طرف خبر بیاورد. خوابش را دیدم با التماس و قسم حضرت زهرا (س) نگهش داشتم. گفتم: جعفر! مگر قرار مان یادت رفته؟ گفت: مهدی اینجا قیامتی است. خبرهایی است […]

ندای سر بریده شهید محسن آقا خانی

امام جماعت واحد تعاون بود. حاج آقای آقا خانی صدایش می کردند. روحیه عجیبی داشت. زیر آتش سنگین عراق، پیکر شهدا را به عقب برمی گرداند که در همین رفت و آمدها گلوله مستقیم تانگ سرش را پراند. خودم چند […]

حاجت شهید حسین دخانچی

هفده سال جانباز قطع نخاع بود. این اواخر می گفت: جایم را در بهشت می بینم. خواهر عزم عتبات عالیات داشت. گفت: حاجتی دارم، سر قبر حضرت مسلم دعا کنید، بر آورده بشود. تعجب کردم چرا سر قبر حضرت مسلم؟ […]

شهید زین العابدین نبوی

عازم زیارت امام رضا (ع) بودم. خیلی اصرار کردم بیاید. گفت: خیلی دوست دارم بیایم، اما این دفعه می خواهم زیارت امام حسین (ع) بروم. زین العابدین نبوی وقتی شهید شد، حرفش یادم بود و ناراحتم می کرد، اما وصیت […]

عزاداری به شیوه شهید پلارک

سید احمد شب عاشورا همه بچه ها را جمع کرد و گفت: «حُرّ وقتی توبه کرد، امام حسین (ع) بخشیدَش و در جمع اصحابش راهش داد. بیائد ما هم امشب حُرّ امام حسین (ع) شویم». به پیشنهادش پوتین ها را […]

شهید زین الدین؛ زیارت عاشورای فرماندهی

تیپ داشت به لشکر تبدیل می شد. جلسه تغییر ساختار تشکیل شد و کادر معلوم شدند. جلسه با یک صلوات ختم شد. خواستم مثل بقیه از سنگر خارج شوم، گفت: تو بمان. وقتی همه را رفتند، گفت زیارت عاشورا بخوان. […]

شهید محمد باقر مؤمنی راد؛ شهیدی که امام حسین برایش پیام فرستاد!

نزدیک اذان صبح در خواب، از امام حسین (ع) یک پیام شفاهی دریافت کرده بود و یک پیام کتبی. پیام شفاهی وعده ملاقات امام حسین (ع) بود و در نامه حضرت نوشته بود: چرا این روزها کمتر زیارت عاشورا میخوانی. […]

شهید علی جابری؛ شهید عشق علی اصغر (ع)

مسئول گروهان که بود، مداح هم بود. روضه های حضرت علی اصغرش عجیب بود. آخرش هم تیر خورد به گلوش و مثل علی اصغر (ع) شهید شد. آخرین بار توی حسینیه سنندج می خواند: سوختم از آتشت آه چه سوزان […]

مکاشفه آیت الله شهید مدنی

دو مطلب ذهنم را در گیر کرده بود. آیا سید هستم یا نه و اینکه شهید می شوم یا نه. در عالم رؤیا محضر حضرت امام حسین (ع) رسیدم. دستی به سرم کشیده، فرمودند: «یا بُنَیَّ إنّکَ مقتولٌ». خیالم راحت […]

مداحی شهید بابائی

  از ساختمان عملیات که آمدیم بیرون، راننده اش را فرستاد تا بقیه را برساند. وقتی دسته عزاداری را از دور دید که متشکل از کادر و پرسنل نیروی هوائی بودند، نشست زمین. پوتین هایش را در آورده، آنها را […]

صفحه 1 از 2 12 بعدی