برش هایکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

شهدا و امام حسین

کلام شهیدان: امام خمینی (ره): ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان مان فاصله طولانی را باید بپیمائیم و در گذر زمان و آیندگان آن را جستجو نمائیم.

صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها

http://www.negarkhaneh.ir/UserGallery/2015/3/rahesorkh-ir_01005330.png

خاطرات ارادات شهدا به حضرت زهرا (سلام الله علیها) را در اینجا مشاهده بفرمایید.

دعای مستجاب شهید محمد مصطفی پور

شهید محمد مصطفی پور وقتی به شهادت رسید، هنوز به پانزده سالگی نرسیده بود. قبل از عملیات، داده بود جلو  پیراهنش نوشته بودند: آن قدر غمت را به جان پذیرم حسین (ع)       تا قبر تو را بغل […]

شهید مصطفی ردانی پور و شهید علی نوری

حاج آقا ردانی پور! علی نوری بود صدا می کرد. گوشه خاکریز افتاده بود، زخمی. آب می خواست. گفتیم: آب برایت خوب نیست؛ اما باز اصرار می کرد. مصطفی گفت: آب می دهم به شرطی که کم بخوری. به خاطر […]

راهکار شهید جعفر لاله برای شهادت

با هم قرار گذاشته بودیم، هر کس شهید شد، از آن طرف خبر بیاورد. خوابش را دیدم با التماس و قسم حضرت زهرا (س) نگهش داشتم. گفتم: جعفر! مگر قرار مان یادت رفته؟ گفت: مهدی اینجا قیامتی است. خبرهایی است […]

ندای سر بریده شهید محسن آقا خانی

امام جماعت واحد تعاون بود. حاج آقای آقا خانی صدایش می کردند. روحیه عجیبی داشت. زیر آتش سنگین عراق، پیکر شهدا را به عقب برمی گرداند که در همین رفت و آمدها گلوله مستقیم تانگ سرش را پراند. خودم چند […]

شهید زین العابدین نبوی

عازم زیارت امام رضا (ع) بودم. خیلی اصرار کردم بیاید. گفت: خیلی دوست دارم بیایم، اما این دفعه می خواهم زیارت امام حسین (ع) بروم. زین العابدین نبوی وقتی شهید شد، حرفش یادم بود و ناراحتم می کرد، اما وصیت […]

عاشورای شهید محمد شهاب

روز عاشورا با همه روزهایش فرق می کرد. یک آدم معمولی بود؛ بدون عبا و عمامه، با پای برهنه. جلوی هیئت نوحه همیشگی اش را می خواند: به خیمه ها خبر کنید که حسین کشته شده شال عزا به سر […]

شهید زین الدین؛ زیارت عاشورای فرماندهی

تیپ داشت به لشکر تبدیل می شد. جلسه تغییر ساختار تشکیل شد و کادر معلوم شدند. جلسه با یک صلوات ختم شد. خواستم مثل بقیه از سنگر خارج شوم، گفت: تو بمان. وقتی همه را رفتند، گفت زیارت عاشورا بخوان. […]

گزیز ذکر مصیبت

در يكى از همين روزهايى كه ما در خطوط جبهه حركت می كرديم، يك نقطه اى بود كه قبلا توسط دشمن متصرف شده بود، بعد نيروهاى ما رفته بودند آن جا را مجددا تصرف كرده بودند، بنده داشتم از اين […]

شهید علی جابری؛ شهید عشق علی اصغر (ع)

مسئول گروهان که بود، مداح هم بود. روضه های حضرت علی اصغرش عجیب بود. آخرش هم تیر خورد به گلوش و مثل علی اصغر (ع) شهید شد. آخرین بار توی حسینیه سنندج می خواند: سوختم از آتشت آه چه سوزان […]

صفحه 1 از 2 12 بعدی