برش هایکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷

خاطرات عشق شهدا به امام حسین

کلام شهیدان: امام خمینی (ره): ما ملت گریۀ سیاسی هستیم، ما ملتی هستیم که با همین اشکها سیل جریان می‌‎دهیم و سدهایی را که در مقابل اسلام ایستاده است، خرد می‌‎کنیم

صلی الله علیک یا صاحب الزمان (عج)

http://www.boreshha.ir/wp-content/uploads/2017/10/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-2-768x539.jpg

26 آبان ماه سال روز شهادت برادران زین الدین

تذکره

تذکره

از نگاه یار

شهدا

شهید مصطفی ردانی پور و شهید علی نوری

حاج آقا ردانی پور! علی نوری بود صدا می کرد. گوشه خاکریز افتاده بود، زخمی. آب می خواست. گفتیم: آب برایت خوب نیست؛ اما باز اصرار می کرد. مصطفی گفت: آب می دهم به شرطی که کم بخوری. به خاطر […]

عشق حسینی در یادداشت های شهید سید محمد شکری

از یادداشت های شهید سید محمد شکری  در روز پنجشنبه ۱۲ تیر  ۱۳۶۵ نهایتا من و ابراهیم خلج در فاصله بین خاکریز و جاده که مقداری گود و فرورفته بود، استراحت کردیم. بعداً فهمیدیم که آن جاده همان جاده کربلاست […]

فرهنگ کتاب خوانی در سیره شهید حسن باقری

از مدرسه که بر می گشتیم، سر راه‌ رفتيم‌ كتاب‌فروشي‌. حسن هر چه پول‌ داشت‌ كتاب‌ خريد. مي‌خواند؛ براي‌ دكور نمي‌خريد. روزهاي‌ آخر هم، بيش‌تر كتاب‌ «ارشاد» شيخ‌ مفيد را مي‌خواند. به‌ صفحات مقتل‌ كه‌ مي رسيد، هاي هاي‌ گريه‌ […]

راهکار شهید جعفر لاله برای شهادت

با هم قرار گذاشته بودیم، هر کس شهید شد، از آن طرف خبر بیاورد. خوابش را دیدم با التماس و قسم حضرت زهرا (س) نگهش داشتم. گفتم: جعفر! مگر قرار مان یادت رفته؟ گفت: مهدی اینجا قیامتی است. خبرهایی است […]

ندای سر بریده شهید محسن آقا خانی

امام جماعت واحد تعاون بود. حاج آقای آقا خانی صدایش می کردند. روحیه عجیبی داشت. زیر آتش سنگین عراق، پیکر شهدا را به عقب برمی گرداند که در همین رفت و آمدها گلوله مستقیم تانگ سرش را پراند. خودم چند […]

حاجت شهید حسین دخانچی

هفده سال جانباز قطع نخاع بود. این اواخر می گفت: جایم را در بهشت می بینم. خواهر عزم عتبات عالیات داشت. گفت: حاجتی دارم، سر قبر حضرت مسلم دعا کنید، بر آورده بشود. تعجب کردم چرا سر قبر حضرت مسلم؟ […]

شهید زین العابدین نبوی

عازم زیارت امام رضا (ع) بودم. خیلی اصرار کردم بیاید. گفت: خیلی دوست دارم بیایم، اما این دفعه می خواهم زیارت امام حسین (ع) بروم. زین العابدین نبوی وقتی شهید شد، حرفش یادم بود و ناراحتم می کرد، اما وصیت […]

عاشورای شهید محمد شهاب

روز عاشورا با همه روزهایش فرق می کرد. یک آدم معمولی بود؛ بدون عبا و عمامه، با پای برهنه. جلوی هیئت نوحه همیشگی اش را می خواند: به خیمه ها خبر کنید که حسین کشته شده شال عزا به سر […]

صفحه 1 از 3 123 بعدی