برش هاسه شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳

برش ها - صفحه 104 از 110 - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام و خاطرات دفاع مقدس

کلام شهیدان: فرازی از وصیت نامه شهید سلیمانی : شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید.

 

حاجت شهید حسین دخانچی

هفده سال جانباز قطع نخاع بود. این اواخر می گفت: جایم را در بهشت می بینم. خواهر عزم عتبات عالیات داشت. گفت: حاجتی دارم، سر قبر حضرت مسلم دعا کنید، بر آورده بشود. تعجب کردم چرا سر قبر حضرت مسلم؟ […]

نگاه کردن در سیره رسول خدا (ص)

برش سوم از سیره رسول خدا (ص) با موضوع نگاه: نگاهش كوتاه بود و به كسي خيره نمي شد. در میان جمع نگاهش را ميان يارانش تقسيم مي كرد و به همه نگاه مي كرد. با چشم و ابرو هم […]

همسرداری مؤمنانه شهید عبد الله میثمی

از اردوی مشهد برگشته بود. با اینکه می توانست خانواده اش را هم ببرد، اما این کار را نکرده بود. پرسیدم: عبد الله! چرا خانواده ات را نبردی؟ گفت: از وقتی رحمت الله شهید شده، بین خانواده خودم و او […]

شوخی وشوخی در سیره رسول خدا (ص)

برش سوم از سیره رسول خدا (ص) با موضوع لبخند: در حالي كه بلند  نمي خنديد، اما هميشه لبخند برلب داشت. با مردم شوخي مي كرد تا آنان را شاد كند. هر وقت دلش مي گرفت مي گفت: اي كاش […]

خطر پذیری در سیره شهید زنگی آبادی

حاج یونس را دیدم که از وسط عراقي ها با بيسيم چي اش مي آمد. گفتم: قبله كدام طرف است. گفت: همين طور كه نشستي مستقيم. بعد از عمليات گله كردم؛ اين طوري كه مي روي توي دشمن ، ممكن […]

عدالت اجتماعی در سیره شهید میثمی

حاج خانم شنیده بود داخل زندان چاقو کشی شده است و چند نفر زخمی شده اند. آرام و قرار نداشت. آمد ملاقات اجازه نمی دادند؛ تا اینکه یکی از سربازها شناخت مان و وقت ملاقات داد. اما عبد الله قبول […]

اهمیت خمس در سیره شهید زنگی آبادی

با حاج یونس رفته بودیم مهمانی. گفت: اينها خمس نمي دهند ، آنجا چيزي نخوريد كه روي بچه اثر مي گذارد. هر چه آوردند نخوردم و گفتم كه دندانم درد مي كند. ولي چاي را مجبور شدم بخورم. بيرون كه […]

شهید زین العابدین نبوی

عازم زیارت امام رضا (ع) بودم. خیلی اصرار کردم بیاید. گفت: خیلی دوست دارم بیایم، اما این دفعه می خواهم زیارت امام حسین (ع) بروم. زین العابدین نبوی وقتی شهید شد، حرفش یادم بود و ناراحتم می کرد، اما وصیت […]