برش هایکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱

کتاب مربع های قرمز؛ خاطرات شفاهی حاج حسین یکتا

کلام شهیدان: مقام معظم رهبری: ما در بیان زندگی‌نامه‌ی شهیدان سعی کنیم خصوصیّات زندگی اینها و سبک زندگی اینها و چگونگی مشی زندگی اینها را تبیین کنیم، این مهم است.

https://cdnimg.kashoob.com/PpCPe5qfazRGpG2AgBxKzcsl8I4tidI35qNFSgQt6ww/fill/500/340/sm/1/bG9jYWw6Ly8vc3RvcmFnZS9pbWFnZS8yMDIxMDkvMTYzMDg3ODc1OTAxMDM4NDY4NjQ3OTMuanBn.webp

دوست ندارم جنازه ام روی دست مردم بیاد

جواد عاشق گمنامی بود و همیشه می گفت: دوست ندارم جنازه ام روی این زمین جایی را بگیرد. در تشییع شهدای یکی از عملیات ها، رضا اشعری به جواد گفت: جواد یک روز می بینمت روی دست مردم. او هم […]

دنیاگریزی در سیره شهید مجید صنعتی

نمی دانم مجید چه کرده بود که آن همه ثروت حاج رحمت نتوانست پا بندش کند. یک روز بعد از صبح گاه دیدمش. احساس کردم به او بیش از همه سخت می گذرد. ازش پرسیدم: مجید! این جا خوب است […]

شهادت طلبی در سیره شهید احمد کریمی

حاج احمد هیکل درشتی داشت. بچه ها سر به سرش می گذاشتند. با این هیکل درشت چطور می خواهی توی قبرهای کوچک گلزار شهدا جا شوی؟! می خندید و می گفت: همین قبرها هم برای من زیاد است. آرزویش این […]

مردمی بودن شهید محسن حاجی بابا

حاجی دنیای نیروهایش بود. دعاهای کمیل و ندبه را از حفظ بود. آنقدر تکرار می کرد که همه فهمیده بودند حفظ است. فرمانده بود؛ ولی هیچ کس ندید جلوی تویوتا بنشیند. یک تکه ابر داشت عقب تویوتا. هر کجا می […]

بادبادک بازی شهید منصور باقری در جبهه

منصور شیطنت هایش را با خودش به جبهه آورده بود. بادبادک های «الموت للصدام» ش در پاسگاه زید معروف بود. هر وقتی بیکار می شد، می پرید پشت خاکریز و فوری انگشت شستش را به دهانش می زد و برای […]

مرگ آگاهی شهید مجتبی سیفی

عازم عملیات بدر در جزایر مجنون شمالی بودیم. تازه سوار تویوتا شده بودیم . از سردی هوا آب از دماغ همه راه افتاده بود. گروهان ما نقطه الحاق لشکر ولی عصر (عج) بود. توی این فکر بودم که در گیرو […]

نماز شب های شهید سید مصطفی خادمی

مصطفی بی سیم چی ریزه میزه گروهان بود. تازه پشت لبش سبز شده بود. وقت نماز شب که می شد از همه جلوتر بود. بچه ها سر به سرش می گذاشتند که: «تو از جان خدا چه می خواهی که […]

صفحه 1 از 2 12 بعدی