برش هاپنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸

می 2018 - برش ها

کلام شهیدان: مقام معظم رهبری: ما در بیان زندگی‌نامه‌ی شهیدان سعی کنیم خصوصیّات زندگی اینها و سبک زندگی اینها و چگونگی مشی زندگی اینها را تبیین کنیم، این مهم است.

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

خاطرات عشق شهدا به امام رضا (ع) را اینجا مشاهده بفرمائید.

https://img9.irna.ir/old/Image/1397/13970814/83090536/N83090536-72643633.jpg

تذکره

تذکره

از نگاه یار

شهدا

شهید علی چیت سازیان و تظاهرات شیر تو شیر

بعد از قضایای ۱۷ شهریور بود.  صدای تظاهرات مردم تا ته کلاس‌ها هم می‌آمد: ۱۷ شهریور روز مرگ شاه            ۱۷ شهریور افتخار ما معلم های ساواکی هم دم در ایستاده بودند تا دانش آموزان به اجتماع تظاهرات کنندگان نپیوندند. علی […]

معرفی و بررسی کتاب فرزند ابوتراب؛ خاطرات ازاده سید علی اکبر ابوترابی

کتاب فرزند ابوتراب (ع)؛ برگ هایی از زندگی مرحوم سید علی اکبر ابوترابی پدید آورنده: مؤسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه ناشر: خیزش نو نوبت چاپ: اول- ۱۳۹۵٫ تعداد صفحات: ۹۴٫ کتاب حاضر یکی از مجلدات مجموعه پابرهنه است که […]

رؤیای پدر شهید علی اکبر شیرودی

ماه نهمی بود که علی اکبر را باردار بودم. صبح که از خواب بیدار شدم، دیدم همسرم محمد علی خیره خیره به من نگاه می کند. با تعجب پرسیدم چه شده است؟ گفت: خواب دیدم  چیزی شبیه یک ستاره نورانی […]

زندگی نامه سید آزادگان مرحوم سید علی اکبر ابوترابی فرد

سال نمای زندگی سید آزادگان مرحوم سید علی اکبر ابو ترابی فرد نماینده ولی فقیه در ستاد امور آزادگان ۱۳۱۸؛ ولادت در شهر قم. ۱۳۲۵؛ شروع تحصیلات ابتدایی در قم. ۱۳۳۰؛ مهاجرت به همراه پدر به شهر قزوین و بازگشت […]

معرفی و بررسی کتاب چمران مظلوم بود؛ خاطراتی از شهید مصطفی چمران

کتاب چمران مظلوم بود؛ خاطراتی از شهید چمران نویسنده: علی اکبری ناشر: یا زهرا (س) نوبت چاپ: هفتم- زمستان ۱۳۹۳ شماره صفحات: ۱۰۳ صفحه مصور (رنگی) کتاب حاضر سومین جلد از مجموعه کتاب های یاران ناب است که به ذکر […]

حریم دلبستگی های شهید کاظم نجفی رستگار

کاظم عازم لبنان بود. وقت خداحافظی، وصیت ها و نصیحت ها را داخل اتاق گفت. وقتی می خواستم پا را از اتاق بگذارم بیرون، گفت: از این به بعد، خداحافظی ما تا همین جا توی اتاق. نمی خواهم بیایی بدرقه […]

چارچوب رفاقت در سیره شهید مصطفی احمدی روشن

تابستان سال سوم دبیرستان، صبح های سه‌شنبه می رفتیم مسجد مهدیه همدان، زیارت عاشورا. خیلی گریه می کردیم. اگر یک روزکم  گریه می کردیم، تا فردا غصه دار بودیم. مصطفی بعضی وقت ها می گفت: تو نمی‌گذاری من گریه ام […]

ساده خوری شهید مهدی زین الدین

وارد مهمان خانه شدیم.  مهدی گفت: هر کس هر چیزی دوست دارد سفارش دهد. تا آماده شدن غذا  وضو گرفته و نماز خواندیم.  سر میز غذا که نشستیم دیدیم مهماندار یک کاسه سوپ گذاشت جلوی آقا مهدی.  فکر کردم  پیش […]

صفحه 1 از 7 1234567 بعدی